تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
آخرينم فخر نمىكنم .

صفت حوض

( 1 ) بدان كه حوض مكرمتى بزرگ است كه خداى - عز و جل - پيغامبر ما را بدان مخصوص گردانيده است . و اخبار بر صفت آن مشتمل است . و ما اميد داريم كه خداى - عز و جل - در دنيا ما را علم آن روزى گرداند ، و در آخرت ذوق آن . و از صفات او آن است كه هر كه از آن خورد هرگز تشنه نشود . و انس گفت كه پيغامبر - عليه السلام - اندكى بخفت ، پس متبسم سر بر آورد ، گفتند : يا رسول اللّه ، چرا خنديدى ؟ گفت : آية أنزلت علىّ آنفا ، اى ، آيتى اكنون بر من فرو فرستاده شد ، و بخواند :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ . . .
« 395 » تا سوره ختم كرد . پس گفت : هيچ دانيد كه كوثر [ 701 ] چيست ؟ گفتند : خداى و رسول او داناتر . گفت : انّه نهر وعدنيه ربّى عزّ و جلّ في الجنّة عليه خير كثير ، عليه حوض ترد عليه امّتى يوم القيامة ، آنيته عدد الكواكب ، اى ، بدرستى كه آن جويى است كه خداى - عز و جل - مرا در بهشت وعده فرموده است ، بر آن خير بسيار است ، بر آن حوض است كه ورود امت من روز قيامت بر آن باشد ، آوندهاى آن به عدد ستارگان است . و انس - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : بينما انا أسير الجنّة إذا انا بنهر حافّتاه قباب اللؤلؤ المجوّف . قلت ما هذا يا جبريل ؟ قال هذا الكوثر الّذي أعطاك ربّك . فضرب الملك بيده فإذا طينه مسك اذفر ، اى ، در اثناى آن چه در بهشت مىرفتم جويى ديدم كه در كنارهء او قبّه‌هاى مرواريد مجوّف بود . گفتم : اى جبرئيل اين چيست ؟ گفت : اين كوثر است كه پروردگار تو تو را داده . پس فريشته دست خود در آن زد ، گل آن مشك اذفر « 396 » بود . و گفت : پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفتى : ما بين لابتى حوضى مثل ما بين صنعاء و المدينة او مثل ما بين المدينة و عمّان ، « 397 » اى ، ميان دو كنارهء حوض من مثل آن است كه ميان صنعا و مدينه ، يا مثل آن كه ميان مدينه و عمّان . مترجم مىگويد كه « لابة » سنگلاخ را گويند ، و بدان كه كناره‌هاى حوض سنگلاخ باشد ، از كناره‌ها بدان عبارت فرمود . و ابن عمر - رضى اللّه عنهما - روايت كرد كه چون قول حق تعالى :
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
فرود آمد ، پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : هو نهر في الجنّة حافّتاه من ذهب ، شرابه اشدّ بياضا من اللّبن و احلى من العسل و اشدّ ريحا من المسك تجرى على جنادل اللّؤلؤ و المرجان ، اى ، آن جويى است در بهشت ، دو كنارهء او از زر ، و شراب آن سپيدتر از شير و شيرين‌تر از انگبين ، و خوشبوىتر از مشك ، بر سنگهاى مرواريد و مرجان رود .
هامش
( 395 ) كوثر 108 . ( 396 ) اذفر ، بسيار خوشبو . ( 397 ) عَمّان ، شهرى قديم در شام و در سرزمين بلقاء . عمان ، ناحيه‌اى در بحرين ( زبيدى 10 - 498 ) .