روزى و از من شربت آب خواستى ، بدادم . گفت : شناختم . گفت : براى من بدان نزديك پروردگار خود شفاعت كن . پس بخواهد از خداى تعالى و گويد : من بر اهل آتش مطلع گشتم ، مردى از اهل آن مرا آواز داد و گفت : مرا مىشناسى ؟ [ 700 ] گفتم : نى ، تو كيستى ؟ گفت : من آن كسم كه در دنيا از من آب خواستى و من بدادم ، براى من بدان شفاعت كن ، پس شفاعت من در حق او قبول فرماى . خداى - عز و جل - شفاعت او قبول كند ، و بفرمايد تا او از آتش بيرون آورده شود .
و انس روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : انا اوّل النّاس خروجا إذا بعثوا ، و انا خطيبهم إذا وفدوا ، و انا مبشّرهم إذا يئسوا ، لواء الحمد يومئذ بيدي و انا اكرم ولد آدم على ربّى و لا فخر ، اى ، من اول مردمان باشم در بيرون آمدن چون برانگيخته شوند ، و خطيب ايشان چون نزد خداى روند ، و مژده دهندهام ايشان را چون نوميد شوند ، لواى حمد آن روز به دست من باشد ، و من گرامىتر فرزندان آدمم بر پروردگار خود ، و فخر نيست . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّى اقوم بين يدي ربّى عزّ و جلّ فأكسي حلّة من حلل الجنّة ثمّ اقوم عن يمين العرش ليس احد من الخلايق يقوم ذلك المقام غيرى ، اى ، من در پيشگاه پروردگار خود بايستم ، پس به حلّهاى از حلّههاى بهشت پوشانيده شوم ، آن گاه از دست راست عرش بايستم ، هيچ كس از خلق جز من در آن مقام نهايستد .
و ابن عباس - رضى اللّه عنهما - گفت : كه طايفهاى از اصحاب پيغامبر - عليه السلام - او را انتظار مىنمودند ، پس بيرون آمد تا چون بر ايشان نزديك شد شنيد كه مذاكرت مىكنند ، پس سخنان ايشان بشنيد . يكى از ايشان گفت : عجب ! خداى - عز و جل - از خلق دوستى گرفت ، إبراهيم را دوست خود گردانيد ! ديگرى گفت : اين عجبتر از آن نيست كه با موسى سخن گفت . و ديگرى گفت : عيسى كلمهء خداى و روح اوست . و ديگرى گفت : آدم را به اصطفا مكرم گردانيد . پس پيغامبر ايشان را سلام گفت و فرمود : سمعت كلامكم و عجبكم من أنّ إبراهيم خليل اللّه ، و هو كذلك .
موسى كليم اللّه ، و هو كذلك . و عيسى روح اللّه و كلمته ، و هو كذلك . و آدم اصطفاه اللّه و هو كذلك ، الا و انا حبيب اللّه و لا فخر . و انا حامل لواء الحمد يوم القيامة و لا فخر . و انا اوّل شافع و انا اوّل مشفّع و لا فخر . و انا اوّل من يحرّك حلق الجنّة فيفتح اللّه لي فادخلها و معى فقراء المؤمنين ، و لا فخر . و انا اكرم الاوّلين و الآخرين و لا فخر ، اى ، سخن شما شنيدم و تعجب شما از آن كه إبراهيم خليل خداى است و او چنان است ، و موسى كليم اللّه است و او چنان است ، و عيسى روح اللّه است و او چنان است .
و آدم را خداى - عز و جل - برگزيد و او چنان است ، بدانيد كه من حبيب خدايم براى فخر نمىگويم ، و من بردارندهء لواى حمدم در قيامت و براى فخر نمىگويم ، و من اول شفاعت كنندهام ، و اول كسى كه شفاعت او مقبول شود ، و من اول كسى ام كه حلقههاى بهشت بجنباند و خداى تعالى براى من بگشايد ، پس من در روم و درويشان مؤمن با من باشند ، و من گرامىتر اولين و
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 936
مساهمون: الغزالي
ص٩٣٦