آتش ، و پاى ايشان در بالا [ 694 ] مىشود . پس چه زشت منظرى است آن ، و چه دشوار جاى بالا رفتن ، و چه تنگ مجالى .
پس در حال خود نگر ، و تو بر آن مىخزى و سوى آن بر مىروى « 377 » و به گناه گرانبار ، چپ و راست سوى خلق مىنگرى كه پياپى مىافتند ، و رسول - عليه السلام - گويد : يا ربّ ! يا ربّ ! سلّم سلّم . و آواز و افغان به ويل و هلاك از قعر دوزخ به تو رسد از بسيارى لغزيدن خلايق بر صراط . پس چگونه باشد اگر قدمت بلغزد و ندامت سود ندارد ، و گويى واى ويلى « 378 » ، و اين آن است كه از آن مىترسيدم . پس كاشكى براى حيات خود خيرى تقديم كردمى . كاشكى راهى با رسول بگرفتمى . كاشكى فلان را دوست نگرفتمى . كاشكى خاك بودمى . كاشكى مادر مرا نزادى . و نزديك آن آتش تو را در ربايد - عياذا باللّه منها - و منادى آواز دهد كه
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
، « 379 » اى ، در شويد در آن و سخن مگوييد با من . پس طريق فرياد كردن و ناليدن و تنفس و استغاثت مسدود شود .
پس اكنون عقل خود را چگونه بينى و اين خطرها پيش تو باشد . پس اگر بدان ايمان ندارى ، چه دراز باشد مقام تو با كافران در دركات دوزخ ! و اگر ايمان دارى و از آن غافلى و ساخته شدن را براى آن خوار مىدارى ، چه بزرگ باشد زيانكارى و نافرمانبردارى تو ! و چه سود دارد تو را ايمان تو چون باعث سعى نباشد در طلب رضاى حق به طاعت او و ترك معاصى ! پس اگر پيش تو نباشد مگر هول صراط و ترسيدن دلت از خطر گذشتن آن ، اگر چه مسلّم مانى ، هولى عظيم و فزعى هايل و رعبى قوى بود كه تو را بسنده باشد . پيغامبر - عليه السلام - گفت : يضرب الصّراط بين ظهرى جهنّم .
فأكون اوّل من يجوز بامّته من الرّسل ، و لا يتكلّم يومئذ الاّ الرّسل . و دعوى الرّسل يومئذ « اللّهم سلّم سلّم » و في جهنّم كلاليب مثل شوك السّعدان . هل رأيتم شوك السّعدان ؟ قالوا : نعم ، يا رسول اللّه - قال :
فانّها مثل شوك السّعدان ، غير انّه لا يعلم قدر عظمها الاّ اللّه تعالى . يختطف النّاس بأعمالهم فمنهم من يوبق بعمله و منهم من يخر دل ثمّ ينجو ، اى ، صراط ميان دوزخ زده شود . پس اول كسى باشم از پيغامبران كه امت خود را بگذراند ، و آن روز سخن نگويند مگر پيغامبران . و دعاى پيغامبران آن روز اللّهمّ سلّم سلّم باشد . و در دوزخ كلبتينهاست « 380 » چون خار سعدان . « 381 » هيچ ديدهايد خار سعدان را ؟ گفتند : آرى ، يا رسول اللّه . گفت : آن چون خار سعدان است ، الا آن است كه قدر بزرگى آن نداند مگر خداى - عز و جل . مردمان را به اعمال ايشان مىربايد ، پس كسى باشد از ايشان كه به عمل خود هلاك گردانيده آيد ، و كسى باشد كه بسيار رنجانيده آيد ، پس نجات يابد .
و أبو سعيد خدرى روايت كرد پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : يمرّ النّاس على جسر
هامش
( 377 ) بر رفتن ، بالا رفتن .
( 378 ) دانشگاه : وا ويلى .
( 379 ) مؤمنون 23 - 108 .
( 380 ) كلبتين ، ابزارى انبر مانند .
( 381 ) سَعْدان ، گياهى داراى خار سه گوش ، خار شتر .