تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
درشتى و بدخويى و صورتهاى منكر خود بر تو اقدام نمايند ، و موى پيشانى تو را بگيرند در ملأ خلق بر روى مىكشند ، و ايشان در سياه رويى و ظهور رسوايى تو مىنگرند . و تو واى ويلى « 371 » مىگويى ، و ايشان تو را گويند : يك واى مگوى امروز ، وايهاى بسيار گوى . و فريشتگان لعنت كنند و گويند : اين فلان پسر فلان است ، خداى - عز و جل - فضيحتها و رسواييهاى وى كشف گردانيد ، و به زشتيها و بديها لعنت فرمود ، لعين و بدبخت شد ، بدبختى كه هرگز پس از آن نيكبخت نشود . و بسا كه آن گناهى باشد كه از بيم بندگان خداى ارتكاب نموده باشى ، يا براى طلب مكانت در دلهاى ايشان ، يا از بيم رسوايى نزديك ايشان . پس جهل تو بغايت عظيم باشد كه از رسوايى نزديك طايفه‌اى اندك از بندگان خداى در دنيا كه مدت آن اندك است مىترسى ، و از عذاب اليم و راندن زبانيه سوى جحيم نترسى ! پس احوال و أهوال تو اين است ، و تو هنوز خطر اعظم را ، و آن خطر صراط است ، ندانسته‌اى .

صفت صراط

( 1 ) پس تفكر كن پس از اين هولها ، در قول حق تعالى :
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً
. « 372 » اى ، روزى كه متقيان را سوار به اعزاز و اكرام سوى رحمان بريم ، و گناهكاران را به اذلال و اهانت تشنه سوى دوزخ رانيم . و در قول او :
فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
، « 373 » اى ، پس دلالت كنيد كه ايشان را از اقوال و افعال بخواهند پرسيد . پس مردمان از اين هولها سوى صراط رانده شوند . و آن پلى است بر متن آتش كشيده ، تيزتر از شمشير و باريك‌تر از موى . هر كه در اين عالم بر صراط مستقيم استقامت نمايد ، بر صراط آخرت سبك رود و نجات يابد ، و هر كه در دنيا از استقامت عدول نمايد و پشت خود را به گناه گرانبار كند و عاصى شود ، بر اول قدم از صراط در سر آيد و بيوفتد . پس تفكر كن اكنون در آن چه از فزع به دلت آيد چون صراط و باريكى آن را بينى ، پس چشمت از فرود آن بر سياهى دوزخ افتد ، پس بانگ آتش و بر جوشيدن آن به سمعت رسد ، و تو را تكليف كرده باشد كه بر صراط روى با ضعف حال و اضطراب دل و لرزانى قدم و گرانبارى پشت به گناهان كه از رفتن بر بساط زمين تو را مانع باشد تا كار به تيزى صراط رسد « 374 » ! پس چگونه باشد چون يك پاى خود بر آن نهى و تيزى آن احساس كنى ، و مضطر باشى بدان كه قدم دوم برادرى ، و خلايق پيش تو مىلغزند و در سر مىآيند ، و زبانيهء دوزخ ايشان را به كژكها « 375 » و شكار آهنجها « 376 » و چنگالها بگيرند . و تو در ايشان مىنگرى كه چگونه نگونسار مىشوند ، و بر سر فرود مىافتند سوى
هامش
( 371 ) دانشگاه : وا ويلى . ( 372 ) مريم 19 - 85 و 86 . ( 373 ) صافات 37 - 23 و 24 . ( 374 ) تا چه رسد به تيزى صراط . ( 375 ) كژك ، قلاب و آهن سر كج . ( 376 ) شكار آهنج ، سيخ قلابدار .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 928 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى