تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
بيندازند . و خداى - عز و جل - به عظيم كلام خود تو را ندا فرمايد كه اى پسر آدم ، نزديك آى ، و تو نزديك شوى با دل تپان و ترسان و شكسته ، و چشم خاشع ذليل فرود انداخته ، و نامهء تو كه بر خرد و بزرگ اعمال مشتمل باشد به تو دهند . پس بسيار فاحشه كه فراموش كرده باشى ياد آرى ، و بسيار طاعت كه از آفت‌هاى آن غافل شده‌اى ، پس عيبهاى آن بر تو منكشف گردد ، و بسيار باشد از خجالت و جبن بر تو ، و بسيار [ باشد ] از حصر عجز . و كاشكى بدانستمى كه به چه قدم پيش او مىايستى ، و به چه زبان جواب دهى ، و به چه دل تعقل كنى آن چه با تو گويد . پس تفكر كن در شرم عظيم خود ، چون گناهان تو به مشافهه « 357 » تو را ياد دهد و گويد : اى بندهء مؤمن ، شرم نداشتى از من كه به زشتى با من مبادرت نمودى ، و از آفريدگار من شرم داشتى و براى ايشان خوبى ظاهر گردانيدى ، من خوارتر بندگان بودم بر تو ، نظر مرا سوى خود حقير شمردى و باك نداشتى ، و نظر ديگران را بزرگ پنداشتى ؟ آيا ما بر تو انعام نكرديم ؟ و به چه مغرور شدى ؟ آيا پنداشتى كه من تو را نبينم و تو به من نرسى ! پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : ما منكم من احد الاّ و يسائله ربّ العالمين ليس بينه و بينه حجاب و لا ترجمان ، اى ، هيچ كس نيست از شما كه نه پروردگار جهانيان از او مسائله فرمايد كه ميان او و ميان پروردگار حجاب و ترجمان نباشد . و گفت : ليقفنّ أحدكم بين يدي اللّه ليس بينه و بينه حجاب ، فيقول له : أ لم أوتك مالا ؟ فيقول : بلى . فيقول : أ لم أرسل إليك رسولا ؟ فيقول : بلى . ثمّ ينظر عن يمينه فلا يرى الاّ النّار ثمّ ينظر عن شماله فلا يرى الاّ النّار . فليتّق أحدكم النّار و لو بشقّ تمرة فان لم يجد فبكلمة طيّبة ، اى ، هر آينه يكى از شما در حضرت خداى بايستد ، ميان او و ميان خداى حجاب نباشد ، پس او را گويد : نه مال دادم تو را ؟ گويد : بلى . پس گويد : نه رسول فرستادم بر تو ؟ گويد : بلى . پس بنگرد از دست راست خود و نبيند مگر آتش ، و بنگرد از دست چپ خود و نبيند مگر آتش . پس بايد كه يكى از [ 687 ] شما بپرهيزد از آتش ، اگر چه به نيمهء خرما باشد ، و اگر نيابد به سخن خوش . و ابن مسعود - رضى اللّه عنه - گفت : هيچ كس از شما نيست كه نه حق تعالى با او خلوت فرمايد ، چنان كه يكى از شما با ماه شب چهارده خلوت كند ، پس گويد : اى پسر آدم ، تو را به من چه فريفت ؟ اى پسر آدم ، در آن چه دانستى چه كردى ؟ اى پسر آدم ، پاسخ پيغامبران را چه دادى ؟ اى پسر آدم ، آيا نه بر چشم تو رقيب بودم و تو در غير حلال من مىنگريستى ؟ نه بر گوش تو رقيب بودم ؟ و همچنين ديگر عضوها بشمرد . و مجاهد گفت : قدم بنده روز قيامت از حضرت خداى دور نشود تا آن گاه كه او را از چهار چيز بپرسند : از عمر او كه در چه چيز نيست گردانيد ، و از علم او كه در آن چه كرد ، و از تن او كه آن را در چه پوسانيد ، و از مال او كه آن را كج الفخت « 358 » و در چه خرج كرد . پس اى بيچاره ، شرم تو را و
هامش
( 357 ) مشافهه ، روياروى سخن گفتن . ( 358 ) الفختن ، حاصل كردن ، به دست آوردن .