تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 916

مساهمون:

ص٩١٦
بگيرند ؟ و تو ايشان را بينى بر بزرگى جسمهاى خود كه براى شدت آن روز شكسته ، و از آن چه از خشم جبار - جل جلاله - بر بندگان او ظاهر شده است ترسان . و در وقت نزول ايشان هيچ پيغامبرى و صدّيقى و صالحى نماند كه نه به روى در افتند از بيم آن كه گرفتار او شوند . پس حال مقربان اين باشد ، در بندهء گناهكار چه گمان برى ؟ و در آن مقام گروهى از شدت فزع مبادرت نمايند « 344 » و فريشتگان را گويند : پروردگار ما ميان شما هست ؟ و آن به سبب عظمت موكب و شدت و هيبت ايشان باشد . پس فريشتگان از اين سؤال بترسند ، براى اجلال خالق خود از آن چه در ميان ايشان باشد . پس به آوازهاى خود ندا كنند و منزه دارند پادشاه خود را از آن چه اهل زمين توهم كردند و گويند : پاكى از عيب پروردگار ما را ، او در ميان ما نيست « 345 » . و در آن حال فريشتگان در صف بايستند ، گرد بر گرد مردمان در گرفته از همه جوانب ، و بر همه شعار ذل و خضوع و خوف و مهابت براى شدت آن روز . و در آن حال خداى - عز و جل - تصديق فرمايد قول خود را :
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبِينَ
، « 346 » اى ، پس هر آينه بپرسيم آن كسان را كه سوى ايشان رسول فرستاده شد كه چه كرديد در آن چه پيغامبران آوردند ؟ و هر آينه بپرسيم پيغامبران را كه آن چه بدان فرستاده شديد به امتان رسانيديد ؟ پس هر آينه خبر دهيم ايشان را بدانچه كردند به علم خود و ما غايب نبوديم از پيغامبران در آن چه رسانيدند ، و از امتان در آن چه جواب پيغامبران گفتند . و قول خود را :
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
، « 347 » اى ، پس پروردگار تو هر آينه ايشان همه را از آن چه مىكردند بپرسيد ، پرسيدن تقريع « 348 » و توبيخ . پس ابتدا به پيغامبران باشد ، روزى كه خداى - عز و جل - پيغامبران را جمع فرمايد و گويد : شما را چه جواب دادند ؟ گويند : ما را علم نيست . پس چه صعب باشد آن روز كه عقلهاى پيغامبران در آن زايل شود ، و علمهاشان از شدت هيبت محو گردد ، چون ايشان را بپرسند كه شما را چه جواب گفتند ، چه ، شما را به خلق فرستاده بودند . و ايشان آن را مىدانستند و ليكن عقلهاشان مدهوش شود و ندانند چه جواب دهند . و از شدت و هيبت گويند كه « ما را علم نيست ، علاّم الغيوب تويى » و ايشان در آن وقت صادق باشند . چه عقلهاشان بپريده و علمهاشان محو شده تا آن گاه كه خداى - عز و جل - ايشان را قوّت بخشد . پس نوح را بخوانند و گويند : رسانيدى ؟ گويد : آرى . پس امت او را گويند كه به شما رسانيد ؟ گويند : ما أتانا من نذير ، اى ، بيم كننده‌اى بر ما نيامد . و عيسى را - عليه السلام - بيارند ، و حق تعالى فرمايد :
أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ
؟ اى ، تو گفتى مردمان را كه مر او مادر مرا به خدايى گيريد جز خداى ؟ پس سالها در هيبت اين سؤال بماند . پس چه عظيم روزى باشد كه
هامش
( 344 ) مبادرت ، پيشى گرفتن . ( 345 ) و لكنه آت من بعد . ( 346 ) اعراف 7 - 6 و 7 . ( 347 ) حجر 15 - 92 و 93 . ( 348 ) تقريع ، سر زنش .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 916 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى