تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 914

مساهمون:

ص٩١٤
روز خزى ، « 17 » روز عظيم ، روز عقيم ، « 18 » روز عسير ، « 19 » روز دين ، روز يقين ، روز نشور ، روز مصير ، « 20 » روز نقمه « 21 » روز صيحه ، « 22 » روز نفخه ، روز رجفه ، « 23 » روز رجه ، « 24 » روز زجره ، « 25 » روز سكره ، « 26 » روز فزع ، روز جزع ، روز منتهى ، روز مأوى ، روز ميقات ، روز ميعاد ، روز مرصاد ، « 27 » روز فلق ، « 28 » روز عرق ، روز افتقار ، « 29 » روز انفطار ، « 30 » روز انكدار ، « 31 » روز انتشار ، روز انشقاق ، « 32 » روز وقوف ، روز خروج ، « 33 » روز خلود ، روز وعيد ، روز تغابن ، روز عبوس ، « 34 » روز معلوم ، روز موعود ، روز مشهود ، « 35 » و روزى كه در آن شك نيست ، و روزى كه سرها آزموده شود ، و روزى كه نفسى از نفسى چيزى نگذارد ، و روزى كه در آن چشمها باز ماند ، و روزى كه دوستى از دوستى چيزى كفايت نكند ، و روزى كه نفسى نتواند كه نفسى را [ 682 ] از عذاب برهاند ، و روزى كه سوى آتش دوزخ دفع كرده شوند ، و روزى كه در آتش گردانيده شوند ، و روزى كه رويهاى ايشان در آتش گردانيده شود ، و روزى كه پدر فرزند را بگذارد ، و روزى كه مرد از برادر خود بگريزد ، و روزى كه سخن نگويند ، و روزى كه دستورى « 36 » نيابند كه عذر خواهند ، و روزى كه هيچ باز دارنده نباشد از خداى ، و روزى كه ايشان بيرون آينده باشند ، و روزى كه ايشان بر آتش آزموده شوند ، و روزى كه مال و پسران سود ندارد ، و روزى كه ظالمان را معذرت ايشان سود ندارد و ايشان را لعنت باشد و بدى سراى ، و روزى كه معاذير مردود شود ، و مقادير مكشوف گردد ، و سرها پيدا كنند ، « 37 » و ضميرها آشكار گردانند ، و پرده‌ها به درد ، و [ روزى كه ] چشمها خاشع شود ، و آوازها بيارامد ، و التفات كم ماند ، « 38 » و خفيات بارز باشد ، و خطيئات ظاهر ، روزى كه بندگان را برانند ، و گواهان را بخوانند ، و كودكان از فزع پير شوند ، و پيران از ترس مست گردند ، و ترازوها در آويزند ، و ديوانها باز كنند ، و دوزخ را بارز گردانند ، و حميم « 39 » را بجوشانند ، و دوزخ در بانگ آيد ، و كافران را نوميدى روى نمايد ، و آتش‌ها افروختن گيرد ، و لونها تغيّر پذيرد ، و
هامش
( 17 ) خَزى ، خوارى ، رسوايى ( آل عمران 3 - 192 ، نحل 16 - 27 ، شعرا 26 - 87 . ( 18 ) عقيم ، روز قيامت ، از آن جهت كه بعد از آن روزى نيست ( حج 22 - 55 ) . ( 19 ) عسير ، دشوار ، روز بد و سخت ( فرقان 25 - 26 ، مدّثّر 74 - 9 ) . ( 20 ) مصير ، باز گشت ، پايان كار . ( 21 ) نقمه ، عقوبت ، انتقام ( دخان 44 - 16 ) . ( 22 ) صيحه ، فرياد ، عذاب ( يس 36 - 29 ، 49 ، 53 ، ق 50 - 42 ) . ( 23 ) رجفه ، لرزه ، زلزلة ( مزّمّل 73 - 14 ) . ( 24 ) رجّة ، جنبيدنى سخت ( واقعه 56 - 4 ) . ( 25 ) زجرة ، صدايى مهيب ( نفخهء دوم ) ( نازعات 79 - 13 ) . ( 26 ) سكرة ، بيهوشى ، سختى مرگ ، گمراهى عقول ( ق 50 - 19 ) . ( 27 ) مرصاد ، كمينگاه ستمكاران ( فجر 89 - 14 ) . ( 28 ) زبيدى : غلق ( لانه تغلق فيه الامور ) . الشعب : قَلَق . ( 29 ) افتقار ، نيازمندى ، كه همه به معين و شفيع نياز دارند . ( 30 ) انفطار ، شكافته شدن آسمان ( انفطار 82 - 1 ) . ( 31 ) انكدار ، تيره شد و فرو ريختن ستارگان ( تكوير 81 - 2 ) . ( 32 ) انشقاق ، شكافته شدن آسمان‌ها و پراكنده شدن ستارگان ( فرقان 25 - 25 : رحمن 55 - 37 ، انشقاق 84 - 1 ) . ( 33 ) خروج ، بيرون آمدن از قبر ( ق 50 - 42 ) . ( 34 ) عبوس ، روز سخت ( انسان 76 - 10 ) . ( 35 ) مشهود ، روزى كه جن و انس و ملك آن را مشاهده كنند ( هود 11 - 103 ) . ( 36 ) دستورى ، اجازه . ( 37 ) يرم تبلى السرائر . ( 38 ) التفات ، نگرش به راست و چپ . ( 39 ) حميم ، آب گرم عفن .