تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١
ايشان نرسد . كعب و قتاده گفتند در تفسير
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
« 332 » : سيصد سال بايستند . عبد اللّه بن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - اين آيت بخواند ، پس گفت : كيف بكم إذا جمعكم اللّه كما تجمع النّبل في الكنانة ، خمسين ألف سنة لا ينظر إليكم ، اى ، چگونه باشد حال شما چون خداى - عز و جل - شما را جمع كند ، چنان كه تير در تركش جمع كرده شود ، پنجاه هزار سال در شما نظر رحمت نفرمايد ؟ و حسن گفت : چه گمان مىبريد در قومى كه پنجاه هزار سال بر قدمها بايستند ، لقمه‌اى و شربتى تناول نكنند در آن ، تا چون گردنهاشان از تشنگى منقطع شود ، و جوفهاشان از گرسنگى سوخته گردد ، ايشان به آتش برگردانيده شوند و ايشان را از چشمه‌اى كه گرمى آن به نهايت رسيده باشد و سوزندگى آن سخت شده آب دهند ، و چون به حدى انجامد كه طاقت آن ندارند ، بعضى مر بعضى را گويند كه كسى بايد طلبيد كه در حضرت مولى گرامى باشد تا در حق ما شفاعت كند . پس به هيچ پيغامبرى تعلق نسازند كه نه او ايشان را دفع كند و گويد : نفسى ! نفسى ! چه مرا امرى است كه از كار ديگران مشغول كرده . و همه به شدت خشم حق تعالى بهانه گيرند و گويند : پروردگار ما امروز آثار خشم اظهار فرموده است ، چنان كه پيش از اين نفرموده بود ، و پس از اين مثل آن نفرمايد ، تا پيغامبر ما - صلى اللّه عليه و آله و سلم - شفاعت كند كسى را كه در حق او دستورى يابد : لا يملكون الشّفاعة الاّ من اذن له الرّحمن و رضى له قولا ، اى ، شفاعت نتوانند كرد مگر كسى را كه رحمن براى او دستورى داد و قول او بپسنديد ، اى كلمهء طيبه گفت ، و آن سخن پسنديده است . پس درازى روز بنگر و سختى انتظار بدان ، تا انتظار [ 680 ] صبر از معاصى در عمر مختصر بر تو آسان شود . و بدان كه كسى كه مرگ را در دنيا بسيار انتظار نمود به سبب رنج صبر از شهوتها ، انتظار او در آن روز بخصوص كوتاه شود . پيغامبر را - عليه الصلاة و السلام - چون از درازى آن روز بپرسيدند ، گفت : و الّذي نفسي بيده انّه ليخفّف على المؤمن حتّى يكون أهون عليه من الصّلاة المكتوبة يصلّيها في الدّنيا ، اى ، بدان خداى كه نفس من در قدرت اوست ، كه آن بر مؤمن سبك گردانيده شود ، تا بر او آسانتر از نماز فريضه باشد كه در دنيا بگزارد . پس جهد كن كه از آن مؤمنان باشى ، چه ما دام كه تو را يك نفس از عمر بماند ، كار تو به توبه تو مفوّض است ، و استعداد به دست تو است . پس در روزهاى كوتاه كار كن براى روزهاى دراز ، تا سودى يا بى كه شادى آن را نهايت نباشد . و حقير دان عمر خود را ، بلكه عمر دنيا را كه آن هفت هزار سال است ، چه اگر هفت هزار سال مثلا صبر كنى هر آينه سود تو بسيار باشد و رنج تو اندك بود .

صفت روز قيامت و داهيه‌هاى « 333 » آن و نامهاى آن

هامش
( 332 ) مطففين 83 - 5 . ( 333 ) داهيه ، سختى ، بلا .