يا دو ركعت ، و يك درم صدقه يا دو درم در نسخهء عمل من نزديك من دوستتر از دنيا و آن چه در آن است .
و يكى از اصحاب عتبة الغلام گفت : او را در خواب ديدم ، گفتم : خداى با تو چه كرد ؟ گفت :
در بهشت رفتم بدان دعا كه در خانه نوشته است . چون بيدار شدم به خانه رفتم ، بر ديوار خانه به خط عتبه اين دعا نوشته ديدم كه يا هادى المضلّين و يا راحم المذنبين و يا مقيل عثرات العاثرين ارحم عبدك ذا الخطر العطيم و المسلمين كلّهم أجمعين و اجعلنا مع الاحياء المرزوقين الّذين أنعمت عليهم من النّبيّين و الصّدّيقين و الشّهداء و الصّالحين . آمين يا ربّ العالمين .
و موسى بن حماد گفت : سفيان ثورى را در بهشت ديدم ، مىپريد از درختى بر درختى ، گفتم :
اى أبو عبد اللّه ، اين به چه يافتى ؟ گفت : به ورع . گفتم : حال على بن عاصم چيست ؟ گفت : او نزديك است كه ديده نشود مگر چون ستارگان .
و مردى از تابعين ، پيغامبر را - عليه السلام - به خواب ديد ، گفت : يا رسول اللّه ، مرا پند ده .
گفت : آرى ، هر كه نقصان را تفقد « 308 » ننمايد او در نقصان است ، و هر كه در نقصان باشد مرگ او را بهتر .
شافعى - رضى اللّه عنه - گفت : مرا در اين ايام كارى هايل رسيد كه بسوخت و دردمند گردانيد ، و بر آن جز خداى مطلع نبود . پس دوش در خواب ، آيندهاى بر من آمد و گفت : اى محمد بن إدريس ، بگو : اللّهمّ انّى لا املك لنفس ضرّا و لا نفعا و لا موتا و لا حياة و لا نشورا و لا أستطيع ان آخذ الاّ ما أعطيتني و لا اتقى الاّ ما وقيتني اللّهمّ فوفّقني لما تحبّ و ترضا من القول و العمل في عاقبة . پس چون بامداد كردم اين دعا باز گردانيدم ، و چون روز بزرگ شد حق تعالى مطلوب من به من رسانيد ، و خلاص از آن چه در آن بودم آسان گردانيد ، پس اين دعا را لازم گيريد و از آن غافل مباشيد .
پس اين جملهاى است [ 674 ] از مكاشفات كه بر احوال مردگان دلالت كند ، و بر كارهايى كه به خداى - عز و جل - نزديك گرداند . پس بايد كه پس از اين ياد كنيم آن چه در پيش مردگان باشد ، از ابتداى نفخ صور تا آخر قرار ، اما در بهشت و اما در آتش .
هامش
( 308 ) تفقد ، جويا شدن ، جستن .