تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
مناديى ندا مىكند كه حسن بصرى به خداى رسيد و خداى از او خشنود . و جاحظ را ديدند ، گفتند : خداى با تو چه كرد ؟ گفت :
و لا تكتب بخطّك غير شيء * يسرّك في القيامة ان تراه
اى ، به خط خود جز چيزى منويس كه روز قيامت تو را شاد كند كه آن را بينى . و جنيد - رضى اللّه عنه - ابليس را برهنه در خواب ديد ، گفت : شرم ندارى از مردمان ؟ گفت : اين جماعت مردمانند ! مردمان قومىاند در مسجد شونيزيه « 299 » كه تن من نزار كردند و جگر من بسوختند . گفت : چون بيدار شدم به مسجد رفتم ، جماعتى را ديدم سر بر زانو نهاده ، چون مرا ديدند گفتند كه نبايد كه تو را حديث خبيث « 300 » بفريبد . و نصرآبادى را به مكه پس از وفات در خواب ديدند ، گفتند : خداى با تو چه كرد ؟ گفت : با من عتاب كردند ، عتاب أشراف ، پس ندا كردند : اى أبو القاسم ، آيا پس از اتصال انفصال باشد ؟ گفتم : نى ، يا ذا الجلال . پس مرا در لحد ننهادند تا آن گاه كه با خداى پيوستم . و عتبة الغلام حورايى را كه صورتى بغايت خوب داشت به خواب ديد ، آن حورا گفت : من عاشق توأم ، پس بنگر كه كارى نكنى كه ميان من و تو حايل شود . عتبه گفت : دنيا را سه طلاق دادم ، مرا بدان رجوعى نيست تا آن گاه كه به تو رسم . و آمده است كه ايوب سختيانى جنازهء عاصيى ديد ، در دهليز رفت تا بر او نماز نبايد كرد . پس يكى از ايشان آن مرد را در خواب ديد ، گفت : خداى با تو چه كرد ؟ گفت : بيامرزيد . و گفت : ايوب را بگوى
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ
، « 301 » اى ، بگو اگر خزانه‌هاى رحمت پروردگار [ مرا ] شما مالك باشيد ، هر آينه از بيم نفقة كردن نگاه داريد . و يكى از ايشان گفت كه شبى كه داود طايى وفات كرد نورى ديدم ، و فريشتگان فرود آينده و بر رونده ، گفتم : كدام شب است اين ؟ گفتند : شبى است كه داود طايى در آن وفات كرده است ، بهشت را براى قدوم روح او بياراسته‌اند . و أبو سعيد شحّام گفت : ابو سهل صعلوكى را در خواب ديدم ، گفتم : ايها الشيخ . گفت : شيخ خواندن بگذار . گفتم : آن حالها كه مشاهده كردم ؟ گفت : هيچ سود نداشت . گفتم : خداى با تو چه كرد ؟ گفت : مرا بيامرزيد به مسئله‌هايى كه زالان « 302 » پرسيدندى . و أبو بكر رشيدى گفت : محمد طوسى معلم را در خواب ديدم ، گفت : ابو سعيد صفار مؤدب « 303 » را بگوى :
هامش
( 299 ) مسجد شونيزيه يكى از مساجد بغداد است ( زبيدى 10 - 437 ) . ( 300 ) خبيث ، ابليس . ( 301 ) إسراء 16 - 100 . ( 302 ) زالان ، عوام الناس . ( 303 ) قاهره : مؤذن .