تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
و اول در چيزى انديشه كن كه سمع ساكنان گور را بكوبد از سختى دميدن صور ، چه آن از يك بانگ است كه گورها از محل سر مردگان بدان شكافته شود . پس همه به يك دفعت برانگيخته شوند . پس نفس خود را توهم كن كه از گور بر جستى با روى متغيّر و تن گرد آلود از فرق تا قدم در خاك گور ، مبهوت از شدت صعقه ، « 315 » چشمها باز مانده سوى ندا ، و خلق به يك بار برشورند از گورهايى كه بلاى ايشان در آن دراز بود ، و بيم و ترس ايشان را از جاى برده ، و با غمها و انديشه‌ها كه ايشان را بود ضم گشته ، و سختى انتظار كه عاقبت كار چه باشد ، چنان كه حق تعالى گفت :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ
، « 316 » اى ، دميده شود در صور ، پس بميرد هر كه در آسمان‌ها و زمين بود ، مگر آن كس كه خداى خواست ، پس دميدن ديگر در او دميده شد ، پس ايشان بايستادند ، مىنگرند كه فرمان خداى بر ايشان چه باشد ؟ و گفت :
فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ
، « 317 » اى ، پس چون دميده شود در صور ، آن روز روزى دشوار باشد و بر كافران غير يسير « 318 » است .
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ ، فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ، وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ، قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
، « 319 » اى ، گويند : كى خواهد بود اين وعده ؟ - اى مىگوييد كه ما را بر خواهند انگيخت - اگر راست گويانيد ، چشم ندارند مگر يك بانگ را - و آن دميدن اسرافيل است در صور - كه ايشان را بگيرد ، و ايشان را با يك ديگر خصومت باشد - قيامت قايم شود و ايشان از آن غافل باشند - پس نتوانند كه در كارهاى خود به چيزى وصيت كنند و از بازارها به خانه‌هاى خود نتوانند باز گشت - بر جاى خود بميرند - و نفخت « 320 » بعث در صور دميده شود ، پس ايشان از گورها بيرون آيند و سوى پروردگار خود به زودى مىدوند ، گويند [ 676 ] اى واى بر ما ، كه برانگيخت ما را از اين خوابگاه ما ؟ اين آن است كه رحمان وعده فرموده ، و راست گفتند پيغامبران كه « اقرار كنند وقتى كه سود ندارد » . پس اگر در پيش ميرندگان نباشد مگر هول آن دميدن ، سزاوار باشد كه از آن ترسيده آيند ، چه آن يك دميدن و يك بانگ است كه همهء اهل آسمان‌ها و زمين بدان بميرند ، مگر آن كسان كه خداى خواهد ، و آن بعضى فريشتگان باشند . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - چنين گفت : كيف أنعم و صاحب الصّور قد التقم القرن و حنى الجبهة و أصغى بالاذن متى يؤمر فينفخ ، اى ، چگونه خوش عيش باشم ؟ و صاحب صور ، صور در دهن گرفته و پيشانى بجنبانيده و گوش داشته كه كى فرمايند تا بدمد .
هامش
( 315 ) صعقه ، بيهوشى . ( 316 ) زمر 39 - 68 . ( 317 ) مدّثّر 74 - 8 - 10 . ( 318 ) يسير ، آسان . ( 319 ) يس 36 - 48 - 52 . ( 320 ) نفخت ، نفخه ، دميدن .