گفت كه مرده را بنشانند و او گام زدن مُشَيِّعان « 242 » مىشنود ، پس چيزى با او سخن نگويد مگر گور او گويد : ويحك اى پسر آدم ، نه تو را از من بترسانيدند ، و از تنگى و بدبويى و هول و كرم من ، پس براى من چه ساختهاى ؟
بيان عذاب گور و سؤال منكر و نكير
( 1 ) براء بن عازب - رضى اللّه عنه - گفت كه بر خدمت پيغامبر - عليه السلام - بر جنازهء مردى از انصار بيرون رفتيم ، پس پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - بر گور او بنشست سر فرود انداخته ، پس گفت : « اللّهمّ انّى أعوذ بك من عذاب القبر . » ثلاثا . پس گفت : چون مؤمن در استقبال آخرت باشد ، حق تعالى فريشتگان فرستد كه رويهاى ايشان خورشيد را ماند ، و حنوط « 243 » و كفن او با ايشان باشد ، و تا آن جا كه چشم او رسد بنشينند ، و چون جان او بيرون آيد ، هر فريشتهاى كه ميان آسمان و زمين است و هر فريشتهاى كه در آسمان است بر وى نماز گزارند ، و درهاى آسمان گشاده شود ، پس در آن درى نباشد كه نه دوست دارد كه جان او از آن برده شود ، و چون جان او به بالا برند گويند : اى پروردگار ، بندهء تو فلان است . گويد : باز بريد او را و آن چه براى او ساختيم از كرامت به دو رسانيد ، چه او را وعده [ 658 ] كردهام :
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى
، « 244 » اى ، از آن [ آفريديم ] شما را و باز گردانيديم شما را در آن و از آن بيرون آريم شما را بار ديگر . و او آواز نعلين ايشان بشنود چون باز گردند تا وى را بگويند : من ربّك و ما دينك و من نبيّك ؟ و او گويد : پروردگار من خداى من است ، و دين من اسلام است ، و پيغامبر من محمد - صلى اللّه عليه و آله و سلم - و او را بانگ سخت بر زنند ، و آن آخر فتنهاى باشد كه بر مرده عرضه داشته شود . و چون آن گفت ، مناديى آواز دهد كه راست گفتى . و معنى قول حق تعالى :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ
اين است . پس آيندهاى خوبروى ، خوشبوى ، نيكو جامه بيايد و گويد : به رحمت پروردگار خود و بهشتهايى كه نعيم آن مقيم است خوش باش . او گويد : خداى - عز و جل - تو را به نيكى مژده دهاد ، تو كيستى ؟ گويد : من عمل صالح توأم ، به خداى كه شتابنده بودى در طاعت خداى ، و درنگ كننده از معصيت ، و خداى - عز و جل - جزاى تو خير كناد . گفت : پس منادى ندا كند كه فرش بهشت براى وى بگستريد ، و درى سوى بهشت براى وى بگشاييد . پس فرشهايى از بهشت براى وى گسترده شود ، و درى سوى بهشت او را گشاده آيد . او گويد : اى بار خداى ، قيامت را به زودى قايم گردان تا به اهل و مال خود باز گردم .
و اما كافر چون در استقبال آخرت و انقطاع دنيا باشد ، فريشتگان غلاظ و شداد سوى او آيند با جامههاى آتشين و پيراهنى از قطران ، و چون جانش بيرون آيد هر فريشتهاى كه ميان آسمان و
هامش
( 242 ) مشيّع ، تشييع كننده .
( 243 ) حنوط ، بوى خوش براى مردگان .
( 244 ) طه 20 - 55 .