تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
و عبيد بن عمير گفت : اهل قبور خبرها چشم دارند ، و چون مرده‌اى بديشان رسد گويند : فلان چه كرد ؟ او گويد : بر شما نيامد ؟ گويند : نى . گويد :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، او را به راهى ديگر بردند . و جعفر بن سليمان روايت كرد از سعيد « 237 » كه چون مرد بميرد فرزند او وى را استقبال كند چنان كه غايب را . و مجاهد گفت : مرد را به صلاح فرزند او در گور بشارت داده شود . و أبو ايوب انصارى روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : انّ نفس المؤمن إذا قبضت تلقّاها اهل الرّحمة من عند اللّه كما يتلقّى البشير في الدّنيا ، يقولون انظروا « 238 » أخاكم حتّى يستريح ، فانّه كان في كرب شديد ، فيسألونه ما ذا فعل فلان و ما ذا فعلت فلانة و هل تزوّجت فلانة ؟ فإذا سألوه عن رجل مات قبله ، و قال مات قبلى ، قالوا انّا للَّه ذهب به إلى امّة الهاوية ، اى ، نفس مؤمن چون قبض كرده شود ، اهل رحمت از نزديك خداى او را پيش آيند ، چنان كه مبشر را پيش آيند در دنيا ، گويند : مهلت دهيد برادر خود را تا بياسايد ، چه در اندوهى سخت بود . پس او را پرسند : فلان مرد چه كرد ؟ و فلان زن چه كرد ؟ و فلان زن به شوى رفت ؟ و چون از مردى كه پيش از او مرده باشد بپرسند ، گويد : پيش از اين مرده است . گويند : انّا للَّه ، او را به اصل خود ، هاويه ، بردند .

بيان سخن گور با مرده

( 1 ) و سخن مردگان اما به زبان مقال و اما به زبان حال باشد ، كه در تفهيم مردگان فصيحتر از زبان قال است در تفهيم زندگان . پيغامبر - عليه السلام - گفت : يقول القبر للميّت حين يوضع فيه ، ويحك ! يا ابن آدم ما غرّك بى ؟ أ لم تعلم انّى بيت الفتنة و بيت الظّلمة و بيت الوحدة و بيت الدّود ؟ ما غرّك بى ؟ إذ كنت تمرّ بى فدّادا فان كان مصلحا أجاب عنه مجيب للقبر فيقول : أ رأيت ان كان يأمر بالمعروف و ينهى عن المنكر ، فيقول القبر : انّى إذا اتحوّل عليه خضرا و يعود جسده نورا و يصعد روحه إلى اللّه ، اى ، گور مرده را [ آن گاه كه وى را در گور بنهند ] گويد : اى نيكبخت ، اى پسر آدم ، تو را چه فريفته گردانيد به من ؟ و ندانستى كه من خانهء فتنه‌ام ، و خانهء تاريكيم ، و خانهء تنهايى ، و خانهء كِرم ؟ چه مغرور گردانيد تو را به من چون بر من خرامان مىگذشتى ؟ پس اگر مصلح باشد ، پاسخ دهنده‌اى گور را پاسخ دهد و گويد : چه گويى ، اگر امر معروف و نهى منكر به جاى آوردى ؟ پس گور گويد : من بر او سبز گردم ، و تن او نورى گردد ، و روح او به حضرت الهى ترقى كند . و فدّاد آن است كه « پايى پيش برد و پاى ديگر پس » . « 239 » همچنين راوى تفسير كرده است . و عبيد بن عمير ليثى گفت : هيچ مرده‌اى نباشد كه [ نه ] حفرهء او كه وى را آن جا دفن كنند او را
هامش
( 237 ) سعيد بن المسيب ( زبيدى 10 - 394 ) . ( 238 ) انظار ، مهلت دادن . ( 239 ) فدّاد ، كنايه است از متكبر . كتاب الشعب : فذّاذ ( ص 2924 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 880 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى