چنان كه جنين دوست ندارد به شكم مادر خود باز گردد .
و پيغامبر را - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفتند كه فلان كس بمرد . گفت : مستريح او مستراح منه . اشارت به « مستريح » سوى مؤمن است ، اى ، از رنج دنيا بياسود . و به « مستراح منه » سوى فاسق است كه اهل دنيا از رنج او بر آسايند .
و أبو عمر صاحب سقيا « 236 » گفت كه ابن عمر بر ما بگذشت ، و ما كودكان بوديم ، پس سوى گورى نگريست ، كلهء سرى ظاهر ديد ، مردى را بفرمود تا آن را بپوشيد ، پس گفت : اين تنها را اين خاك نمدار چيزى زيان ندارد ، و جانهاست كه معاقب « 237 » و مثاب باشد تا روز قيامت .
و عمرو بن دينار گفت : هيچ مرده نيست كه بميرد كه نه آن چه در اهل او پس از او باشد نداند . و ايشان او را مىشويند و كفن مىكنند و او سوى ايشان مىنگرد .
و مالك بن انس گفت : به من چنان رسيد كه جانهاى مؤمنان آزاد گذاشته شدهاند ، آن جا كه خواهد رود .
و نعمان بن بشير گفت كه از پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - شنيدم كه بر منبر مىگفت : الا انّه لم يبق من الدّنيا الاّ مثل الذّباب تمور في جوّها فاللّه اللّه في إخوانكم من اهل القبور فإنّ أعمالكم تعرض عليهم ، اى ، بدانيد كه از دنيا نماند مگر مثل مگسى كه در هوا بگردد ، پس بترسيد ، بترسيد از خداى در حق برادران خود از اهل گورستان ، چه عملهاى شما بر ايشان عرضه داشته شود .
و أبو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : لا تفضحوا موتاكم بسيّئات أعمالكم فانّها تعرض على أوليائكم من اهل القبور ، اى ، رسوا مكنيد مردگان خود را به بديهاى اعمال خود ، چه آن عرضه داشته شود بر دوستان شما از اهل گورها . و براى آن أبو دردا گفت كه اى بار خداى ، باز داشت خواهم به تو كه عملى كنم كه بدان نزديك عبد اللّه بن رواحه رسوا شوم - و او بمرده بود و خال او بود .
عبد اللّه بن عمرو بن عاص را پرسيدند كه مؤمنان چون بميرند أرواح ايشان كجا باشد ؟ گفت :
در صورتهاى مرغان سفيد در سايهء عرش ، و أرواح كافران در زمين هفتم .
ابو سعيد خدرى گفت كه از پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - شنيدم كه مىگفت : انّ الميّت يعرف من يغسله و من [ 656 ] يحمله و من يدلّيه إلى قبره ، اى ، مرده ، شوينده و بردارنده و در گور نهندهء خود را بشناسد .
و صالح مرّى گفت : به من چنان رسيد كه أرواح مؤمنان نزديك مرگ فراهم آيند ، پس أرواح مردگان گويند روحى را كه سوى ايشان بيرون آيد : جاى تو چگونه بود ؟ در تن پاك بودى يا در تن پليد ؟
هامش
( 236 ) قاهره : ابو عمرو صاحب سقا ، و در حاشيه : صاحب شفتان ، عربى : صاحب السّقيا .
( 237 ) مُعاقَب ، عِقاب يافته .