تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
عذاب خداى آمن باشد . و يعلى بن وليد گفت كه روزى با أبو دردا مىرفتم ، او را گفتم : چه دوست دارى ؟ گفت : مرگ . گفتم : اگر نميرى ؟ گفت : قلّت مال و فرزند . مرگ را بدان دوست داشت كه مرگ را جز مؤمن دوست ندارد ، و مرگ خلاص يافتن مؤمن است از زندان . و قلّت مال و فرزندان بدان دوست داشت كه مال و فرزند فتنه است و سبب انس گرفتن با دنيا ، و انس گرفتن با كسى كه از فراق او نزديك مرگ چاره نباشد غايت بدبختى بود ، و كل آن چه جز خداى است و ذكر و انس گرفتن با او ، نزديك مرگ از فراق آن چاره نباشد . و براى آن عبد اللّه بن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت : مثل مؤمن چون نفس او يا جان او بيرون آيد مثل مردى است كه در زندان باشد ، پس از آن بيرون آورده شود و او در زمين توسع مىنمايد و چنان كه خواهد در آن مىگردد . و اين چه گفت حال كسى باشد كه از دنيا پهلو تهى كرده بود و بدان تبرّم نموده « 230 » و او را انسى نباشد مگر با خداى ، و شواغل دنيا او را از محبوب باز دارد ، و از مقاسات « 231 » شهوتها [ 654 ] رنج بيند ، پس در مرگ خلاص او باشد از همه رنجها ، و انفراد او با محبوب كه انس او بدان است بى حايلى و مانعى ، و بغايت سزاوار باشد كه منتها نعمتها و لذتها بود . و كامل‌تر لذتها شهيدان راست كه در راه خداى كشته شدند ، زيرا كه ايشان بر جنگ اقدام ننمودند مگر در آن حال كه التفات خود از علايق دنيا ببريدند ، و به لقاى خداى مشتاق شدند ، و به كشتن راضى شده براى طلب رضاى او . پس اگر در دنيا نگرد آن را بطوعا « 232 » به آخرت بفروخته است ، و دل بايع به مبيع التفات نكند ، و اگر در آخرت نگرد آن را بخريده است و آرزومندى خود بدان ظاهر گردانيده . پس شادى او چه عظيم است چون ببيند آن چه خريده است ، و چه كم التفات است بدانچه فروخته چون از او مفارقت نمايد ، بدانچه در نهايت قلت است . و تجرد دل براى دوستى خداى ، باشد كه در بعضى حالها اتفاق افتد و ليكن مرگ او را بر آن حال در نيابد پس بگردد ، و قتال سبب مرگ است ، پس سبب ادراك مرگ باشد بر مثال اين حالت . پس براى اين « نعيم » را بزرگ گردانيد ، چه نعيم آن است كه آدمى آن چه خواهد بيابد . حق تعالى گفت :
وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ
. « 233 » پس معنى لذتهاى بهشت را اين جامع‌تر عبارتى بود . و بزرگتر عذابى آن است كه آدمى از مراد خود باز داشته آيد ، چنان كه حق تعالى گفت :
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ
. « 234 » پس اين جامع‌تر عبارتى است عقوبتهاى دوزخ را . و چون نفس شهيد منقطع شود اين نعيم را بى تأخير ادراك كند . و اين كارى است ارباب دلها را به نور يقين منكشف شده . و اگر از جانب سمع شاهدى طلبى ، همهء احاديث شهدا شاهد
هامش
( 230 ) تبرّم نمودن ، به ستوه آمدن ، ملول گرديدن . ( 231 ) مقاسات ، تحمل ، رنج و سختى . ( 232 ) بطوعا ، بطوع ، طوعا . ( 233 ) نحل 16 - 57 . ( 234 ) سبأ 34 - 54 .