[ اخبار ] و چون روز بدر صناديد « 227 » عرب كشته شدند ، پيغامبر - عليه السلام - ايشان را فرمود : يا فلان يا فلان ! قد وجدت ما وعدني ربّى حقّا فهل وجدتم ما وعد ربّكم حقّا ، اى ، بدرستى كه بيافتم آن چه پروردگار من مرا وعده فرموده بود ، آيا هيچ يافتيد آن را به حقيقت كه پروردگار شما وعده كرده بود ؟
گفتند : يا رسول اللّه ، ايشان را آواز مىدهى با آن چه مردگانند ؟ ! گفت : و الّذى نفسي بيده انّهم لا سمع [ 653 ] لهذا الكلام منكم الاّ انّهم لا يقدرون على الجواب ، اى ، بدان خداى كه نفس من در قدرت اوست كه ايشان اين سخن را شنوندهتر از شمااند ، الاّ آن است كه جواب نتوانند گفت .
پس اين نصّ است در بقاى روح بدبختان و بقاى ادراك و معرفت آن ، و آيت نص است در بقاى روح شهيدان ، و مرده از شقاوت يا از سعادت خالى نماند .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : القبر امّا حفرة من حفر النّيران او روضة من رياض الجنّة ، اى ، قبر يا حفرهاى است از حفرههاى آتش ، يا مرغزارى است از مرغزارهاى بهشت . و اين نصى صريح است در آن چه معنى مرگ تغير حال است تنها ، و آن چه بعد از آن از شقاوت يا سعادت مرده حاصل شود ، در حال مردن معجّل « 228 » بى تأخر است . و بعضى از انواع عذاب و ثواب است كه در تأخير باشد نه اصل آن .
و انس روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : الموت القيامة ، من مات فقد قامت قيامته ، اى ، مرگ قيامت است ، هر كه مُرد قيامت او قايم شد . و گفت : إذا مات أحدكم عرض عليه مقعده غدوة و عشيّة ان كان من اهل الجنّة فمن الجنّة و ان كان من اهل النّار فمن النّار ، يقال هذا مقعدك حتى يبعثك اللّه يوم القيامة ، اى ، چون يكى از شما بميرد جاى او بر او عرضه داشته شود بامداد و شبانگاه : اگر از اهل بهشت باشد از بهشت است ، و اگر از اهل دوزخ باشد از آتش . گويند : اين جاى تو است تا آن گاه كه خداى - عز و جل - روز قيامت تو را بر انگيزد . و آن چه از مشاهدهء اين دو جاى از عذاب و نعمت باشد در حال پوشيده نماند . و أبو قيس گفت كه با علقمه بوديم در جنازهاى ، گفت : اما اين را قيامت قايم شد .
و على - رضى اللّه عنه - گفت : حرام است بر هر نفسى كه از دنيا بيرون آيد ، تا آن گاه كه بداند كه از اهل بهشت است يا از اهل دوزخ . و أبو هريره روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من مات مريضا مات شهيدا و وقى فتّانى القبر ، و غدي و ريح عليه برزقه من الجنة ، اى ، هر كه بيمار ميرد شهيد ميرد ، و از دو فتّان گور « 229 » نگاه داشته آيد ، و بامداد و شبانگاه رزق او از بهشت به دو رسانيده آيد .
و مسروق گفت : هيچ كس را از آن غبطت نكنم كه مؤمن را كه در لحد از رنج دنيا رسته و از
هامش
( 227 ) صناديد ( ج صنديد ) ، مهتران ، رؤسا .
( 228 ) معجّل ، بعجله و بى مهلت رسيده .
( 229 ) دو فتّان گور ، دو فرشتهء نكير و منكر .