آن را متابعت كرد . پس اين بود حال او با آن چه در حضرت خداى صاحب مقام محمود و حوض مورود « 94 » است . و او اول كسى است كه سر از زمين بر آرد ، و روز عرض همهء همت خود در شفاعت مصروف دارد . پس عجب از ما كه به دو عبرت نگيريم ، با آن چه واثق نهايم كه چه بينيم و بر چه ميريم . پس ما أسيران شهواتيم و قرينان معاصى و سيئات .
پس چه افتاده است كه به مصرع « 95 » سيد پيغامبران و پيشواى متقيان و دوست پروردگار جهان پند نگيريم . شايد كه پنداريم كه جاويد خواهيم زيست ، يا مگر توهم كنيم كه به افعال بد نزديك خداى گرامى خواهيم بود . هيهات ، هيهات ، بلكه بيقين مىدانيم كه ورود ما همه بر آتش خواهد بود ، پس نجات از آن جز متقيان را نخواهد بود . پس ورود آن متيقن است و نجات در آن متوهم .
بلكه ظالم باشيم بر نفس خود اگر به غالب ظن آن را انتظار نماييم . چه ما به خداى كه در زمرهء متقيان در نياييم ، و حق تعالى فرموده است :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ، ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
. « 96 » .
پس بايد كه هر بندهاى در نفس خود نگرد كه به ظالمان نزديكتر است يا به متقيان . و در نفس خود نگرد پس از آن چه در سيرت سلف صالح نگرد ، چه ايشان با آن چه به توفيق آراسته بودند در زمرهء خائفان بودند . پس در سيد پيغامبران نگر ، كه در كار خود يقين داشت بر آن چه سيد پيغامبران و راهبر متقيان بود ، و عبرت گير كه اندوه او چگونه بود در حال مفارقت دنيا ، و كار او چه سختى پذيرفت در وقت بازگشتن به بهشت .
ابن مسعود - رضى اللّه عنه - گفت كه چون وقت فراق نزديك شد در خدمت پيغامبر - عليه السلام - رفتيم در خانهء مادر ما عايشه - رضى اللّه عنها - پس در ما نگريست و آب در چشم آورد ، گفت : مرحبا بكم حيّاكم اللّه و آواكم اللّه و نصركم اللّه ، أوصيكم بتقوى اللّه و اوصى بكم اللّه انّى لكم منه نذير مبين الاّ تعلوا على اللّه في عباده و بلاده و قد دنا الاجل و المنقلب إلى اللّه و إلى السّدرة المنتهى و إلى الجنّة المأوى و الكأس الاوفى فأقروا على أنفسكم و على من دخل في دينكم بعدى منّى السّلام و رحمة اللّه ، اى ، وصيت مىكنم شما را به ترسيدن از خداى ، و وصيت مىكنم خداى را به شما ، من شما را از او بيم كنندهء ظاهر گردانندهام كه ترفع مكنيد و امتناع منماييد بر خداى - عز و جل - در بندگان او شهرهاى او ، و نزديك شده است أجل و باز گشتن به حق [ 618 ] و به سدرهء منتهى و به بهشت مأوى و كأس اوفى « 97 » ، پس بر نفسهاى خود و كسى را كه در دين شما پس از من در آيد از من سلام و رحمت خداى تعالى رسانيد .
هامش
( 94 ) مورود ، وارد شده . حوض مورود ، حوض كوثر كه در آخرت بر آن وارد شوند ص 831 .
( 95 ) مصرع ، افتادن ( حاشيهء نسخهء قاهره ) نيز - پاورقى 2 .
( 96 ) مريم 19 - 71 و 72 .
( 97 ) اوفى ، تمام ، پُر .