مردى از همنشينان او بيشتر نگريستن گرفت ، و چون بيرون رفت آن همنشين پرسيد كه اين كه بود ؟
گفت : ملك الموت . گفت : او را ديدم كه در من نگريست چنانستى كه قصد من داشت . گفت :
اكنون چه خواهى ؟ گفت : خواهم كه از وى مرا خلاص دهى و باد را بفرمايى تا مرا به اقصاى هند برد . پس باد او را به اقصاى هند برد . پس ملك الموت بار ديگر بر سليمان آمد . گفت : در يكى از همنشينان من بسيار مىنگريستى ؟ گفت : آرى ، از او تعجب مىنمودم ، چه مرا فرموده بودند كه هم در ساعتى نزديك جان او در اقصاى هند قبض كنم ، و او را نزديك تو مىديدم . و اللّه اعلم .
باب چهارم در وفات پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - و خلفاى راشدين - رضى اللّه عنهم أجمعين
وفات پيغامبر [ ص ]
( 1 ) بدان كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - در حال زيستن و مردن و در قول و فعل مقتداست ، و همه احوال او عبرت ناظران و بصيرت مستبصران است ، كه هيچ كس بر خداى گرامىتر از او نبود ، چه خليل و حبيب و نجىّ « 90 » و صفىّ و رسول و نبى او بود . پس بنگر كه هيچ او را ساعتى مهلت دادند چون مدت او سپرى شد ؟ و لحظهاى در تأخير داشتند چون وفات او حاضر گشت ؟ نى . بل خداى - عز و جل - رسولان گرامى كه به قبض جان [ 617 ] آدمى موكلاند بفرستاد تا جان مقدس و معلّاى او را نقل كنند و از تن مطهّر و مزكّاى او رحلت فرمايند سوى رحمت و رضوان و خيرات بيكران ، بلكه سوى مقعد صدق « 91 » در جوار رحمان . پس مع ذلك در حال نزع اندوه او ظاهر شد ، و انين « 92 » او قوّت گرفت ، و قلق او مترادف گشت ، و حنين « 93 » او ارتفاع پذيرفت ، و تغيير لون و عرق جبين او پيدا آمد ، و اضطراب او در انقباض و انبساط شمال و يمين روى نمود ، تا حاضران براى مصرع « 94 » او بگريستند ، و بناليدند كسانى كه در سختى حال او نگريستند . پس هيچ ديدى منصب نبوت را كه مقدورى از وى دفع فرمود ؟ يا فريشتهاى در حق وى اهل و عترت او را مراقبت نمود ؟ و با آن كه ناصر حق و هادى خلق بود آيا با او مسامحتى در ميان آورد ؟ هيهات ، بلكه آن چه بدان مأمور بود به امتثال رسانيد ، و آن چه در لوح محفوظ « 95 » مسطور يافت
هامش
( 90 ) نجىّ ، همراز .
( 91 ) مقعد صدق ، نشستگاه پسنديده .
( 92 ) انين ، ناله .
( 93 ) حنين ، ناله .
( 94 ) مصرع ، افتادن ( حاشيهء نسخهء قاهره ) نيز - پاورقى 2 .
( 95 ) لوح محفوظ ، لوح قدر يا لوح نفس ناطقهء كليه ، لوحى كه تفصيل كليات نفس كلى است و آن چه در قضاى سابق الهى رفته در لوح محفوظ مندرج گشته است ( تعريفات ) ، ام القرآن ، ام الكتاب .