گردانيد ، من مىشنيدم و او مرا نمىديد .
و حسن در موعظت خود گفتى : پيشدستى نماييد ، چه نفسها شمرده است ، اگر آن را باز گيرند ، اعمال شما كه بدان تقرب نماييد به حضرت بارى تعالى منقطع گردد ، خداى رحمت كناد بر مردى كه براى نفس خود نظر كند و بر گناهان خود بگريد . پس اين آيت بخواند :
إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا
، « 54 » اى ، نفسها براى ايشان بشمريم . آخر عدد بيرون آمدن جان است ، آخر عدد جدايى اهل است ، آخر عدد در رفتن گور است .
و أبو موسى اشعرى پيش از وفات مجاهدهاى صعب كرد ، وى را گفتند : اگر با نفس خود رفقى كنى خوب باشد ، و بعضى از اين مجاهده بگذارى . گفت : اسبان را چون بدوانند و به غايت دويدن جاى نزديك شود ، كل آن چه ايشان را باشد از قوّت ظاهر گردانند ، و آن چه در أجل من باقى مانده است كم از آن است . پس هميشه بر آن بود تا وقت مرگ ، و عيال خود را گفتى : رخت خود چُست كن كه بر دوزخ معبرى نيست .
و يكى از خلفا بر منبر رفت « 55 » گفت : اى بندگان خداى بترسيد از خداى چندان كه توانيد ، و گروهى باشيد كه ايشان را بانگ بر زدند ، پس بيدار گشتند و بدانستند كه دنيا سراى ايشان نيست ، پس بَدَل خواستند ، و ساختهء مرگ شويد ، چه نزديك است ، و رحلت كنيد ، چه كار به جد است ، و غايتى كه يك لحظه آن را در هم زند و يك ساعت آن را ويران كند سزاوار باشد به كوتاهى مدت ، و غايبى كه شب و روز او را برانند سزاوار باشد به زودى باز آمدن ، و قادمى كه مقدم او بر سعادت باشد يا بر شقاوت سزاوار بود به فاضلتر ساختگى ، پس بنده بايد كه از پروردگار خود بترسد ، و نفس خود را نصيحت كند ، و به توبه تقديم نمايد ، و شهوت خود مغلوب گرداند ، چه أجل او از وى پوشيده است ، و امل او را فريبنده ، و ديو بر او مؤكل است ، تمنيت مىكند و توبه را به تأخير مىاندازد ، و معصيت را پيش وى مىآرايد تا آن را ارتكاب نمايد ، تا آن گاه كه مرگ ناگاه در آيد ، در حالى كه از آن غافلتر باشد ، و ميان شما و ميان بهشت و دوزخ جز رسيدن مرگ نيست ، پس حسرتا بر غافل كه عمر او بر او حجت باشد ، و روزگار او را به شقاوت رساند ، خداى - عز و جل - ما را [ 606 ] و شما را از آن جمله گرداند كه نعمت ايشان را انبارده نكند ، و معصيت از طاعت قاصر نگرداند ، و پس از مرگ در حسرت نماند ، چه حق تعالى شنوندهء دعاست و خير در قبضهء اوست ، و آن چه ارادت و مشيت او باشد آن كند .
و يكى از مفسران گفت در قول حق تعالى :
فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ
، « 56 » اى ، نفس خود را به شهوتها و لذتها مفتون گردانيدند
وَ تَرَبَّصْتُمْ
، « 57 » ، توبه را پس انداختند .
وَ ارْتَبْتُمْ
. . .
حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ
، « 58 » اى ، در
هامش
( 54 ) مريم 19 - 84 .
( 55 ) هو امير المؤمنين على - رضى اللّه عنه - كما ذكره الشريف الموسوي في نهج البلاغة ( زبيدى 10 - 256 ) .
( 56 ) حديد 57 - 14 .
( 57 ) حديد 57 - 14 .
( 58 ) حديد 57 - 14 .