پس از سالى چشم دارد ، دل او به مدت آن مشغول شود ، و آن چه وراى مدت است فراموش كند .
پس هر روز بامداد كند و او منتظر سالى تمام باشد ، روزى كه گذشت آن را از مهلت كم نكند . و آن هميشه مانع باشد از مبادرت عمل ، چه او هميشه در آن سال نفس خود را متّسعى « 47 » بيند ، پس عمل را تأخير كند ، چنان كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : ما ينتظر أحدكم الاّ غنى مطغيا او فقرا منسيا او مرضا مفسدا او هرما مفندا « 48 » او موتا مجهزا او الدّجال ، و الدّجّال شرّ غائب ينتظر او السّاعة ، و السّاعة أدهى و امر ، اى ، چشم ندارد يكى از شما مگر توانگريى بىفرمانى كننده ، يا درويشيى فراموش گرداننده ، يا بيماريى به فساد آرنده ، يا پيريى به خرف « 49 » رساننده ، يا مرگى به آخرت برنده « 50 » ، يا دجال - و دجال بترين غايب چشم داشته است - يا قيامت - و قيامت سختر و تلختر است .
و ابن عباس - رضى اللّه عنهما - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - مردى را گفت در آن حال كه او را پند مىداد : اغتنم خمسا قبل خمس : شبابك قبل [ 604 ] هرمك ، و صحّتك قبل سقمك ، و غناك قبل فقرك ، و فراغك قبل شغلك ، و حياتك قبل موتك ، اى ، غنيمت دار پنج را پيش از پنج : جوانى خود را پيش از پيرى خود ، و صحت خود را پيش از بيمارى خود ، و توانگرى خود را پيش از درويشى خود ، و فراغ خود را پيش از مشغولى خود ، و زندگانى خود را پيش از مرگ خود .
و گفت - عليه السلام : نعمتان مغبون فيهما كثير من النّاس : الصّحّة و الفراغ ، اى ، دو نعمت است كه بسيارى مردمان در آن مغبونند : صحت و فراغ . اى ، آن را غنيمت ندارند ، پس در وقت زوال قدر آن بدانند . و گفت - عليه السلام : من خاف ادلج و من ادلج بلغ المنزل ، الا انّ سلعة اللّه غالية الا انّ سلعة اللّه الجنّة ، اى ، هر كه بترسد شب رود ، و هر كه شب رود به منزل رسد ، بدان كه كالاى خداى گرانبهاست ، بدان كه كالاى خداى بهشت است .
و گفت - عليه السلام : جاءت الرّاجعة تتبعها الرّادفة و جاء الموت بما فيه ، اى ، دميدن اول در صور براى ميرانيدن آمد ، و دميدن دوم براى زنده گردانيدن مرگ آمد با آن چه در اوست . پس پيغامبر - عليه السلام - چون از ياران غفلتى يا غرورى ديدى به آواز بلند در ميان ايشان ندا فرمودى : أتتكم المنيّة راتبة لازمة امّا بشقاوة و امّا بسعادة ، اى ، مرگ به شما رسد ثابت و لازم يا به بدبختى يا به نيكبختى .
و أبو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انا النّذير و الموت المغير و السّاعة الموعد ، اى ، من بيم كنندهام ، و مرگ غارت كننده ، و قيامت وعدهگاه است .
و ابن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت كه پيغامبر - عليه السلام - بيرون آمد و آفتاب بر اطراف شاخههاى خرما مانده بود ، پس گفت : ما بقي من الدّنيا الاّ مثل ما بقي من يومنا هذا في مثل ما مضى
هامش
( 47 ) متّسع ، فراخ ، وسيع .
( 48 ) كتاب الشعب : مفيدا ، زبيدى ، مفندا ، اى مورثا للفند و هو ضعف الرّأى ( 10 - 252 ) .
( 49 ) خرف ، تباهى عقل از پيرى .
( 50 ) مرگى سريع .