لا تدري ما اسمك غدا ، اى ، چون بامداد كنى با نفس خود حديث شبانگاه مگوى ، و چون شبانگاه كنى با نفس خود حديث بامداد مگوى ، و بگير از زندگانى خود براى مرگ خود ، و از تندرستى خود براى بيمارى خود ، چه تو يا عبد اللّه ندانى [ 595 ] كه فردا نام تو چه باشد .
و على - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : انّ اشدّ ما أخاف عليكم خصلتان : اتّباع الهوى و طول الامل فامّا اتّباع الهوى فانّه يعدّل عن الحقّ و امّا طول الامل فانّه يورث الحبّ للدّنيا . ثم قال : الا انّ اللّه يعطى الدّنيا من يحبّ و يبغض ، و إذا احبّ عبدا أعطاه الايمان ، الا انّ للدّين أبناء ، فكونوا من أبناء الدّين و لا تكونوا من أبناء الدّنيا ، الا انّ الدّنيا قدار تحلت مولّية ، الا انّ الآخرة قد ارتحلت مقبلة ، الا و انّكم في يوم عمل ليس فيه حساب ، الا و انّكم يوشك ان تكونوا في يوم حساب ليس فيه عمل ، اى ، سختترين چيزى كه بر شما مىترسم دو خصلت است ، پسروى هوى و درازى اميد . فاما پسروى هوى از حق بگرداند ، و اما درازى اميد دوستى دنيا بار آرد . پس گفت :
بدان كه خداى - عز و جل - دنيا بدهد كسى را كه دوست و دشمن دارد ، و چون بندهاى را دوست گيرد وى را ايمان دهد ، بدان كه دين را ملازمانند ، و دنيا را ملازمان ، پس از جملهء ملازمان دين باشيد ، و از جملهء ملازمان دنيا مباشيد ، بدان كه دنيا رفت روى از شما گرداننده ، و آخرت آمد روى به شما آورده ، بدان كه شما در روز عمليد كه در آن حساب نيست ، بدان كه به زودى در روز حساب خواهيد بود كه در آن عمل نباشد .
و [ ام ] المنذر گفت كه پيغامبر - عليه السلام : شبانگاهى بر مردمان اطلاع فرمود . پس گفت :
ايّها النّاس اما تستحيون من اللّه عزّ و جلّ ، اى ، اى مردمان از خداى شرم نمىداريد ؟ گفتند : يا رسول اللّه آن چيست ؟ گفت : تجمعون ما لا تأكلون و تأملون ما لا تدركون و تبنون ما لا تسكنون ، اى ، گرد مىكنيد آن چه نخوريد ، و اميد مىداريد بدانچه نرسيد ، و بنا مىكنيد آن چه در آن ساكن نشويد .
و أبو سعيد خدرى گفت كه اسامة بن زيد از زيد بن ثابت كنيزكى خريد به صد دينار در مهلت يك ماه ، پس شنيدم از پيغامبر - عليه السلام - كه گفت : الا تعجبون من اسامة المشترى إلى شهر انّ اسامة لطويل الامل ، و الّذي نفسي بيده ما طرفت عيناي الاّ ظننت انّ شفري لا يلتقيان حتّى يقبض اللّه روحى و لا رفعت طرفى فظننت انّى واضعه حتّى اقبض و لا لقمت الاّ ظننت انّى لا أسيغها حتّى اغضّ بها من الموت .
ثمّ قال : يا بنى آدم ان كنتم تعقلون فعدّوا أنفسكم من الموتى و الّذي نفسي بيده انّما توعدون لآت و ما أنتم بمعجزين ، اى ، آيا شگفت نداريد از اسامهء خرنده به مهلت ماهى ؟ بدرستى كه اسامه دراز اميد
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 801
مساهمون: الغزالي
ص٨٠١