تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
اما اخبار مجاهد گفت كه ابليس را پنج فرزند است ، و هر يكى را از ايشان بر چيزى از كار خود گماشته است . پس نامهاى ايشان ياد كرد : ثبورا « 192 » و أعور [ 50 ] و مسوط « 193 » و داسم و زلنبور . اما ثبورا صاحب معصيتهاست كه وا ويلاه گفتن و جامه دريدن و بر روى زدن و سخن جاهليت بر زبان راندن فرمايد . و اما أعور صاحب زناست كه بر ارتكاب آن تحريض نمايد . و اما مسوط صاحب دروغ است . و اما داسم آن كه با مرد سوى اهل و عيال او رود و معايب ايشان به دو نمايد و نايرهء خشم او بر ايشان مشتعل گرداند . و اما زلنبور صاحب بازار است ، و به سبب او اهل بازار هميشه درماندهء كار باشند . و بيرون اين پنج ، شيطان نماز را [ خنزب ] « 194 » گويند ، و شيطان وضو را ولهان . و در آن خبرهاى بسيار وارد است . و چنان كه ديوان بسيارند فريشتگان هم بسيارند . و در كتاب « شكر سر » بسيارى فريشتگان و اختصاص هر يكى از ايشان به كارى كه بدان منفرد است ياد كرده‌ايم . ابو امامه [ باهلى روايت ] كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : و كلّ بالمؤمن مائة و ستّون ملكا يذبّون عنه ما لم يقدر عليه من ذلك النّفر سبعة املاك للبصر يذبّون عنه كما يذبّ الذّباب عن قصعة العسل في اليوم الصّائف ما لو بدا لكم لرأيتموه على كلّ سهل و جبل كلّ باسط يده فاغر فاه و ما لو وكل العبد إلى نفسه طرفة عين لاختطفته الشّياطين ، اى ، صد و شصت فريشته بر هر مؤمن موكل است تا آن چه او نتواند از او دفع كنند ، از آن جمله هفت براى حفظ چشم‌اند ، آفت‌ها را از او همچنان دفع كنند كه مگس را از كاسهء انگبين در روز تابستان . . . مترجم مىگويد : بر صحت اين سخن برهان عقلى قايم است ، بدانچه در علم تشريح مقرر است كه چشم را هفت عضله است ، چهار بر چهار جهت : زبر و زير و دو بيغوله ، و دو درون آن براى غلتانيدن چشم ، و يكى باپىپاى « 195 » پيوسته تا از سست شدن نگاه دارد . و معلوم است كه
هامش
( 192 ) ضبط ديگر اين واژه « ثبر » است . ( 193 ) در نسخهء خطى : مشوط ، در شرح زبيدى : ( مسوط ) كمنبر كأنه مفعل من السّوط ( 7 - 288 ) . ( 194 ) در نسخهء خطى : حيرت . ( 195 ) در نسخهء خطى « بايىپاى » و « بايى ثاى » آمده است .