تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا
« 180 » . تذكر را به متقيان مخصوص گردانيده است . و مثال شيطان مثال سگ گرسنه است كه به تو نزديك شود : و چون به دست تو گوشت يا نان نباشد ، به مجرد راندن دور گردد و آوازى او را دفع كند ، و اگر گوشت بود و سگ گرسنه باشد ، ناگهان بر گوشت اقدام نمايد و به مجرد سخن دفع نشود . پس دلى كه از قوت شيطان خالى است ، شيطان از او به مجرد ذكر دفع گردد ، و اما چون شهوتها بر دل غالب بود ، حقيقت ذكر را در حواشى دل اندازد و نگذارد كه ذكر در ميان دل متمكن شود و خود در سياهى دل قرار گيرد . و اما دلهاى متقيان ، كه از هوى و صفتهاى نكوهيده خالى باشد ، ديو در او درآيد ، اما نه به سبب شهوتها ، بل به سبب خالى شدن آن بدانچه از ذكر غافل شود ، و چون به ذكر بازگردد ، ديو پس خزد . و دليل آن قول حق تبارك و تعالى [ است ] :
فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
« 181 » ، و ساير آيات و اخبار كه در ذكر وارد است . ابو هريره گفت : ديو مؤمن و ديو كافر فراهم آمدند ، و ديو كافر فربه و چرب و پوشيده بود ، و ديو مؤمن لاغر و أشعث « 182 » و گرد آلود و برهنه ، پس ديو كافر از ديو مؤمن پرسيد كه تو را چه افتاده است ؟ گفت : من با كسىام كه در خوردن و آشاميدن و روغن در خود ماليدن و جامه پوشيدن خداى را ياد كند ، بدان سبب من گرسنه و تشنه و أشعث و گرد آلوده و برهنه مىمانم . و ديو كافر گفت : من با كسىام كه از اين چه ياد كردى هيچ نكند ، بدان موجب من در طعام و شراب و جامهء او شريكم . و محمد بن واسع هر روز پس از نماز بامداد اين دعا بگفتى : اللهمّ انّك سلّطت علينا عدوّا بصيرا بعيوبنا يرانا هو و قبيله من حيث لا نراهم ، اللهمّ فآيسه منّا كما آيسته من رحمتك و قنّطه منّا كما قنّطته من عفوك و أبعد بيننا و بينه كما أبعدت بينه و بين جنّتك انّك على كلّ شيء قدير . پس ابليس روزى در راه مسجد خود را به دو نمود گفت : اى پسر واسع ، مرا مىشناسى ؟ گفت : تو كيستى ؟ گفت : من ملعون . گفت : چه مىخواهى ؟ گفت : مىخواهم كه اين استعاذت كسى را نياموزى . گفت : به خداى كه هر كه اين را بخواهد از وى منع نكنم ، اكنون تو هر چه خواهى بكن . و عبد الرحمن بن ابى ليلى گفت كه ديوى بود كه پيش پيغامبر - عليه السلام - آمدى ، شمعى افروخته به دست ، و پيش او باستادى ، و پيغامبر نماز مىگزاردى و قرآن مىخواندى و
هامش
( 180 ) اعراف 7 - 201 . ( 181 ) نحل 16 - 98 . ( 182 ) أشعث ، ژوليده موى .