حكم كنند .
و فرقهاى ديگر به خواندن قرآن فريفته شدند . پس آن را بشتاب مىخوانند ، و باشد كه در شبانه روزى ختم كنند ، و زبان ايشان بدان روان باشد و دل ايشان در واديهاى آرزوها مىگردد ، و در معانى قرآن تفكر نكنند تا بدان پند پذيرند و منزجر شوند « 209 » ، و بر اوامر و نواهى آن برود و بايستد و به مواضع اعتبار از آن عبرت گيرد ، و غير آن از آن جمله كه در « كتاب تلاوت قرآن » از مقاصد تلاوت ياد كردهايم . « 210 » پس او مغرور باشد ، پندارد كه مقصود از انزال قرآن گردانيدن آواز است بدان با غفلت از او . و مثال او مثال بندهاى است كه پادشاه به دو نامه نويسد كه در آن اوامر و نواهى باشد ، پس او عنايت خود به فهم آن و عمل كردن بر آن صرف نكند ، و ليكن بر حفظ [ آن ] اقتصار نمايد ، و بر خلاف آن چه پادشاه فرموده است مستمر باشد ، الاّ آن كه آن نامه را هر روزى به صوت و نغمت خود « 211 » صد بار تكرار كند . پس او مستحق عقوبت باشد . و هر گاه كه پندارد كه مراد از فرستادن خواندن نامه است ، پس او مغرور باشد .
آرى خواندن آن براى آن باشد تا فراموش نشود ، بل محفوظ ماند ، و حفظ آن براى معنى آن باشد ، و معنى آن براى عمل كردن بدان و منفعت گرفتن از آن . و باشد كه آواز خوش دارد ، پس او آن را بخواند و بدان لذت يابد ، و به لذت يافتن فريفته شود ، و پندارد كه آن لذت مناجات خداى و شنيدن سخن اوست ، و آن جز لذت آواز نباشد ، و اگر به شعرى يا سخنى ديگر الحان خود را بگرداند همان لذت بيابد . پس او مغرور باشد چون دل خود را تفقد نكند تا بداند كه لذت او به كلام خداى است از حسن نظم و معانى آن ، يا به آواز خود .
و فرقهاى ديگر به روزه فريفته شدهاند . و بسى باشد كه همه عمر روزه دارند يا روزهاى شريف ، و در آن زبانهاى خود را از غيبت ، و خاطرهاى خود را از ريا ، و شكم خود را از حرام در حال افطار [ 508 ] ، و زبانهاى خود را از هذيان به انواع فضول در همه روز نگاه ندارند ، و مع ذلك در نفس خود گمان نيك دارند ، فرض بگذارند و نفل طلبند ، پس به حق آن قيام ننمايند . و آن غايت غرور باشد .
هامش
( 209 ) منزجر شدن ، باز ايستادن ، از منهيات آن باز ايستند .
( 210 ) ج 1 ، « كتاب اسرار و آداب تلاوت قرآن » ، در مذمت خواندن غافلان ، ص 596 .
( 211 ) نغمت ، نغمه .