تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
نيكويى اسلام مرد آن است كه آن چه مهم او نباشد ترك گيرد . پس او برخاست و گفت : مرا اين بس كند تا آن گاه كه از اين فارغ آيم ، آن گاه غير آن بشنوم . پس همچنين باشد سماع زيركان كه از غرور بترسند . و فرقه‌اى ديگر به علم نحو و لغت و شعر و عربيت مشغول شدند و بدان فريفته گشتند . و گفتند كه آمرزيده شدند ، چه از علماى امت‌اند ، چه قوام دين به كتاب و سنت است ، و قوام كتاب و سنت به علم نحو و لغت . پس اين جماعت عمرهاى خود را در دقايق نحويان و صناعت شعر و غرايب لغت نيست كردند . و مثال ايشان چون كسى است كه همهء عمر خود در آموختن خط و تصحيح حرفها و تحسين آن نيست كند ، و گويد كه « نگاه داشتن علمها جز به نوشتن امكان ندارد ، پس چاره نباشد از آموختن و تصحيح آن . » و اگر عاقل باشد بداند كه وى را بسنده باشد كه اصل خط بياموزد چنان كه بتوان خواند هر گونه كه باشد ، و باقى زيادت از كفايت است . و همچنين اديب اگر عاقل باشد بداند كه لغت عرب چون لغت ترك است ، و ضايع كننده عمر خود را در لغت عرب چون ضايع كنندهء عمر در لغت ترك و هند است ، و براى ورود شريعت از آن ممتاز شده است ، پس بسنده باشد از لغت علم [ غريبين در احاديث و كتاب ، و از نحو ] آن چه به كتاب و حديث تعلق دارد . « 186 » و اما تعمق در آن تا درجه‌هاى نامتناهى فضول است كه بدان حاجت نيست . پس اگر بر آن اقتصار نمايد و از معرفت [ 504 ] معانى شرعي و كار كردن بدان روى بگرداند ، او نيز مغرور باشد . بل مثال او مثال كسى باشد كه عمر در تصحيح مخارج حروف در قرآن ضايع كند و بر آن اقتصار نمايد ، و آن غرور باشد ، چه مقصود از حروف معانى است ، و حروف أدوات و ظروف است . و هر كه محتاج سكنگبين باشد تا صفراى او زايل شود ، پس اوقات خود ضايع كند در نيكو ساختن قدحي كه سكنگبين در آن كنند ، از جهال مغروران باشد . پس همچنين [ است ] غرور اهل نحو و لغت و آداب و قرائت و تدقيق در مخارج حروف ، هر گاه كه در آن تعمق كنند يا براى آن متجرد شوند يا بدان اقامت نمايند ، بيش از آن كه بدان حاجت باشد در تعلم علمهايى كه فرض عين است . پس مغز اقصى عمل است ، و آن چه بالاى آن
هامش
( 186 ) غريبين ( غريب الحديث و غريب القرآن ) ، لغات و اصطلاحات مشكل احاديث و قرآن . در نسخهء خطى : پس بسنده باشد از لغت علم عرب در احاديث و آن چه به كتاب و حديث تعلق دارد ، در عربى : فيكفى من اللغة علم الغريبين في الحديث و الكتاب و من النحو ما يتعلق بالحديث و الكتاب ( زبيدى 8 - 469 ) .