تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
او : لا يدخل الجنّة من في قلبه مثقال ذرّة من كبر ، اى ، در بهشت نرود كسى كه در دل او چند ذره‌اى كبر باشد . و قول او : الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النّار الحطب ، اى ، حسد نيكوييها را همچنان نيست كند كه آتش هيزم را . و قول او : حبّ المال و الشّرف ينبتان النّفاق كما ينبت الماء البقل ، اى ، دوستى مال و شرف نفاق روياند ، چنان كه آب تره روياند . و غير آن از خبرها كه در « ربع مهلكات » در اخلاق نكوهيده آورده‌ايم . پس اين جماعت ظواهر خود را بياراستند و بواطن خود را بگذاشته ، و فراموش كردند قول پيغامبر را - عليه السلام - كه : انّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و لا إلى أعمالكم و انّما ينظر إلى قلوبكم و نيّاتكم ، « 117 » اى ، خداى - عز و جل - در صورتها و عملهاى شما نظر نفرمايد ، در دلها و نيتهاى شما نظر فرمايد . پس عملها را تعهد كردند و دلها را تعهد نكردند . و اصل دل است ، و نجات نيابد مگر كسى كه در حضرت خداى با دل سليم آيد . و مثال اين جماعت چون چاه آبخانه « 118 » است كه ظاهر آن گچ باشد و باطن آن نتن « 119 » ، و چون گورهاى مردگان كه ظاهر آن آراسته باشد و باطن آن مردار ، « 120 » و همچون خانه‌اى است كه اندرون او تاريك باشد و چراغ در بيرون گذاشته باشند و ظاهرش منور شده ، و چون مردى پادشاه را به سراى خود خواند ، پس در سراى را گچ كند و مزبله‌ها در پيشگاه سراى بگذارد « 121 » ، و پوشيده نشود كه آن غرور باشد . بلكه نزديك‌تر مثالى به دو مردى باشد كه كشت كند و برويد ، و خس كه آن را تباه گرداند با آن برويد ، پس او را فرمايند كه خس را از بيخ بر كند تا خس از كشت پاك كند ، و او سر آن را بگيرد و همواره بيخ آن قوّت گيرد و برويد ، زيرا كه بيخها اخلاق نكوهيده است در دل . پس كسى كه دل را از آن پاك نكند ، طاعتهاى ظاهر او ثمره ندهد مگر با آفت‌هاى بزرگ . بل او چون بيمارى باشد كه گر بر او ظاهر شود و او را طلا « 122 » و مسهل فرمايند ، طلا براى ازالت آن چه در ظاهر است و مسهل براى قطع مادهء آن از باطن ، پس به طلا قناعت كند و مسهل بگذارد ، و آن چه در ماده بيفزايد مىخورد [ 492 ] پس همواره ظاهر را طلا كند ، و گر پيوسته باشد و از ماده‌اى كه در باطن است بيرون آيد .
هامش
( 117 ) در عربى : انّ اللَّه لا ينظر إلى صوركم و لا إلى أموالكم و انّما ينظر إلى قلوبكم و أعمالكم ( زبيدى 8 - 449 ) . ( 118 ) آبخانه ، طهارت جاى ( كيمياى سعادت ، همان جا ) . ( 119 ) نتن ، بدبوى . ( 120 ) اين دو مثال از عيسى ( ع ) است « ربع عبادات » ص 141 . ( 121 ) مزبله‌ها را گچكارى نكند . ( 122 ) طلا ، داروى رقيق كه بر تن مالند و چون ضماد محتاج بستن نباشد .