تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
و بر تلخى آن صبر كند ، و خوردن آن به وقت باشد ، پس از پرهيز و تقديم همهء شرطها . و چون آن كرد از يافتن شفا در خطر بود ، پس چگونه باشد چون اصلا آن را تناول نكند ؟ پس هر گاه كه گمان برد كه آن وى را كافى و شافى باشد غرور او ظاهر شود . پس همچنين فقيه كه علم طاعتها نيكو بداند و نكند ، و علم معصيتها نيكو بداند و آن را نگذارد ، و علم اخلاق نكوهيده نيكو بداند و نفس خود را از آن پاك نگرداند ، و علم اخلاق ستوده نيكو بداند و بدان متصف نشود ، او مغرور بود . چه حق تعالى گفت :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ،
« 108 » اى ، نيكبخت شد هر كه نفس خود را به صلاح آورد و از گناه پاك كرد . و نگفت كه نيكبخت شد هر كه كيفيت پاك كردن بياموخت و علم آن بنوشت و مردمان را بياموخت . و در اين حال شيطان وى را گويد كه « نبايد كه اين مثال تو را بفريبد ، چه دانستن دارو بيمارى را زايل نكند ، و مطلوب تو جز قرب الهى و ثواب او نيست ، و علم ثواب آرد . » و آيت‌ها و خبرها كه در فضايل علم آمده است بر او خواند . و اگر مسكين معتوه مغرور باشد ، آن موافق هواى او بود و بر آن بيارامد و عمل بگذارد ، و اگر زيرك باشد شيطان را گويد كه « فضايل علم مرا ياد مىدهى ، و آن چه در عالم فاسق كه بر علم خود كار نكند آمده است مرا فراموش مىگردانى ! » چون قول حق تعالى :
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ .
« 109 » و چون قول او :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً .
« 110 » پس كدام رسوايى بزرگتر از آن كه عالم بىعمل را به سگ و خر تمثيل فرموده . پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : من ازداد علما و لم يزدد هدى لم يزدد من اللّه الاّ بعدا ، اى ، هر كه علم او زيادت شود و رفتن او بر راه راست زيادت نشود ، از خداى وى را جز دورى زيادت نگردد . و گفت : يلقى العالم في النّار فتندلق أقتابه فيدور بها كما يدور الحمار في الرّحا ، اى ، عالم در آتش انداخته شود ، پس رودگانى او « 111 » بيرون آيد و او آن را بگرداند چنان كه دراز گوش آسيا را . و گفت - عليه السلام : شرّ النّاس [ 490 ] العلماء السّوء ، اى ، بترين مردمان عالمان بدند . و بو دردا - رضى اللّه عنه - گفت : واى بر كسى كه نداند ، يك بار ، واى بر آن كه بداند و بدان كار نكند ، هفت بار . اى ، علم بر او حجت شود ، چه وى را گويند : چه كردى در آن چه كه دانستى ؟ و شكر خداى
هامش
( 108 ) شمس 91 - 9 . ( 109 ) اعراف 7 - 176 . ( 110 ) جمعه 62 - 5 . ( 111 ) رودگانى ، به معنى رودگان است كه جمع روده باشد ، و به معنى مفرد روده هم گفته‌اند ( برهان قاطع ) .