بيان أصناف فريفته شدگان و اقسام فرق از هر صنفى از أصناف چهارگانه
صنف اول - اهل علم
( 1 ) و فريفته شدگان از آن فرقند :
فرقهاى علمهاى شرعي و عقلى استوار كردهاند و در آن تعمق نموده و بدان مشتغل شده ، و تفقد جوارح و نگاه داشت آن از معصيتها و الزام طاعتها بر آن مهمل گذاشته ، و به علم خود فريفته شده و پنداشته كه نزديك خداى مكانتى دارند ، و در علم به جايى رسيدهاند كه حق تعالى مثل ايشان را عذاب نفرمايد ، بل شفاعت ايشان براى خلق قبول كند ، و ايشان را به گناهان و خطاهاى خود مطالبت نخواهد كرد بدانچه نزديك خداى گرامىاند . و ايشان مغرورانند .
[ 489 ] چه اگر به چشم بصيرت نگرند دانند كه علم دو قسم است : علم معامله ، و علم مكاشفه و آن دانستن خداى و صفتهاى اوست كه در عادت آن را علم معرفت خوانند .
و اما علم معامله ، چون معرفت حلال و حرام ، و معرفت اخلاق نكوهيده و ستوده ، و كيفيت علاج آن و گريختن از آن ، از علمهايى است كه جز براى عمل نبايد . و اگر به عمل حاجت نيستى اين علمها را قيمت نبودى . و هر علمى كه براى عملى بايد ، بىعمل او را قيمت نباشد .
پس مثال اين بيمارى باشد كه علت « 106 » او را زايل نكند مگر داروى مركب از اخلاط بسيار كه جز طبيبان حاذق آن را ندانند ، پس او در طلب طبيب سعى كند پس از آن چه « 107 » از وطن خود هجرت گزيند ، تا آن گاه كه طبيب حاذق يابد ، و او دارو وى را بياموزد و اخلاط و انواع و مقادير و معدنها كه آن را از آن آرند مفصل گرداند و كيفيت كوفتن هر يكى و آميختن و سرشتن تعليم كند ، پس او بياموزد و از آن نسخهاى نيكو به خط خوب بنويسد و به وطن خود بازگردد ، و آن را مىخواند و تكرار مىكند و بيماران را مىآموزد و [ خود ] به خريدن و كار بستن آن مشغول نشود ، چه گويى ، آن چيزى از بيمارى او زايل گرداند ؟ هيهات ! هيهات ! اگر از آن هزار نسخه بنويسد و هزار بيمار را بياموزد تا به حدى كه همه را شفا دهد و هر شبى هزار بار تكرار كند ، بيمارى وى را هيچ سود ندارد ، مگر آن كه زر بسنجد و دارو بخرد و بياميزد چنان كه آموخته است ،
هامش
( 106 ) علت ، بيمارى .
( 107 ) آن چه ، آن كه .