تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
تمزيق « 99 » اعراض ايشان كند و همه روز چيزى گويد كه خداى نپسندد ، بىشمار و بىعدد ، و نظر او به عدد تسبيح باشد كه صد بار تسبيح گفته است يا استغفار كرده ، و از هذيانى كه همه روز مىگفت غافل شود ، و اگر آن را بنوشتندى صد [ يا ] هزار بار « 100 » چند تسبيح او بودى ، و كرام كاتبين « 101 » نوشته‌اند . و حق تعالى بر [ هر ] كلمه عقوبت وعده فرموده و گفته :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ،
« 102 » اى ، هيچ سخنى نگويد كه نه نزديك او نگاه دارنده‌اى حاضر باشد . پس او پيوسته در فضايل تسبيحات و تهليلات تأمل كند ، و بدانچه در عقوبت غيبت كنندگان و دروغزنان و سخن‌چينان و منافقان به ذكر آن چه در دل ندارند و غير از آن از آفت‌هاى زبان آمده است التفات ننمايد . و آن غرور باشد . و لعمرى ، اگر كرام الكاتبين « 103 » از [ او ] أجرت نوشتن آن چه از هذيان او [ كه ] زيادت از تسبيح آمده است طلبيدندى ، هر آينه زبان را از آن بازداشتى تا به حدى كه بسيارى از مهمات خود نيز نگفتى ، و آن چه در فترات « 104 » بگفتى آن را بشمردى و در حساب آوردى و با تسبيحات موازنه كردى تا أجرت نوشتن او فاضل نيامدى . پس شگفت از كسى كه با نفس خود حساب نكند ! و از بيم آن كه قيراطى در أجرت نوشتن فوت شود احتياط برزد ، و از بيم فوت شدن فردوس اعلى و نعمت آن احتياط نبرزد ! اين جز مصيبتى بزرگ نباشد كسى را كه در آن تفكر كند . چه ما به [ كارى ] مدفوع شده‌ايم « 105 » : اگر در آن شك آريم ، از كافران منكر باشيم ، و اگر تصديق كنيم ، از احمقان مغرور . چه اين اعمال كسانى نيست كه تصديق كنند آن را كه [ در ] قرآن آمده است . و ما بيزار مىشويم و به خداى مىپناهيم از آن چه از اهل كفران باشيم . پس پاكى آن خداى را كه با اين بيان ما را از بيدار شدن و به جاى آوردن بگردانيد ، « 106 » و كسى كه قادر باشد بر آن چه مثل اين غفلت و غرور بر دلها مسلط گرداند بغايت سزاوار باشد كه از او بترسند و بپرهيزند و به اعتماد آرزوهاى باطل و تعللات شيطان و هوى به دو فريفته نشوند .
هامش
( 99 ) تمزيق ، دريدن . ( 100 ) در عربى : مائة مرة او ألف مرة ( زبيدى 8 - 445 ) . ( 101 ) كرام كاتبين ( بزرگان نويسندگان ) ، هر يك از دو فرشتهء چپ و راست كه ثبت اعمال آدمى كنند ، مأخوذ از سورهء انفطار 82 - 11 . ( 102 ) ق 50 - 18 . ( 103 ) كرام كاتبين ( بزرگان نويسندگان ) ، هر يك از دو فرشتهء چپ و راست كه ثبت اعمال آدمى كنند ، مأخوذ از سورهء انفطار 82 - 11 . ( 104 ) فترات ( ج فترت ) ، فترت ، سستى ، ضعف . ( 105 ) مراد از كار « اميد بستن به رحمت الهى » است . مدفوع شده‌ايم ، رانده شده‌ايم ، ناچار شده‌ايم ، در نسخهء خطى : چه ما به دو كار مدفوع شده‌ايم ، در عربى : فقد دفعنا إلى امر ( همان جا ) . ( 106 ) بگردانيد ، بازداشت . در عربى : فسبحان من صدّنا عن التنبه و اليقين مع هذا البيان ( همان جا ) .