فرمايد ، و توبه طاعتى است كه گناهان را مكفّر گرداند . « 89 » حق تعالى گفت :
يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ، وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ ،
« 90 » اى ، اى بندگان [ من ] كه به ارتكاب كباير و اقتحام فواحش بر نفس خود اسراف كردهايد ، از رحمت خداى نوميد مشويد كه خداى همهء گناهان را بيامرزد كه او آمرزگار بخشاينده است ، و به پروردگار خود بازگرديد . به طاعت بازگشتن امر فرموده . و گفته است :
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى ،
« 91 » اى ، بدرستى كه من آمرزگارم كسى را كه از شرك توبه كند و بگرود و عمل صالح آرد ، پس بر آن اقامت نمايد تا به وقت مرگ .
پس توقع از آمرزش چون با توبه باشد اميدوار بود ، و اگر توقع مغفرت با اصرار بود مغرور باشد . چنان كه كسى كه وقت جمعه بر او تنگ شود و او در بازار بود ، پس در خاطرش گردد كه سوى جمعه سعى كند ، « 92 » و شيطان او را گويد كه جمعه در نيابى ، بر جاى خود باش ، و او شيطان را تكذيب كند و رفتن گيرد و اميد دارد كه جمعه را دريابد ، او اميدوار باشد ، و اگر بر تجارت استمرار نمايد و اميد دارد كه امام نماز را تا ميانهء وقت تأخير كند براى او يا براى ديگرى يا سببى از اسباب كه او آن را نداند ، مغرور باشد .
دوم آن كه نفس او از فضايل اعمال سستى نمايد و بر فرايض اقتصار كند . پس نفس خود را اميدوار كند به نعمت خداى و بدانچه صالحان را وعده فرموده است تا به سبب اميد نشاط عبادت انگيزد ، و ياد آرد قول حق تعالى را :
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ
، تا قول او :
أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
« 93 » پس اميد اول نوميدى را كه مانع توبه باشد قمع كند . و اميد دوم سستى را كه از نشاط و تشمر بازدارد مقهور گرداند .
پس هر توقفى كه باعث توبه باشد و داعى تشمر بر عبادت « رجا » بود . و هر توقفى كه سستى در عبادت و ميل به بطالت واجب گرداند « فريفتگى » باشد ، چنان كه اگر در خاطر او آيد كه گناه بگذارد و به عمل خود مشغول شود ، پس شيطان او را گويد كه « چرا نفس خود را مىرنجانى و در عذاب مىدارى ؟ و « 94 » تو را پروردگار كريم و آمرزگار بخشاينده است . » پس عزيمت عبادت
هامش
( 89 ) مكفّر ( از تكفير ) ، تكفير ، پوشاندن ، پاك كردن گناه ، كفاره دادن .
( 90 ) زمر 39 - 53 و 54 .
( 91 ) طه 20 - 82 .
( 92 ) سعى كردن ، شتافتن .
( 93 ) مؤمنون 23 - 1 - 11 .
( 94 ) و حال آن كه .