تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
« رجا » نام كرده تا جاهلان را بدان فريفته است . و خداى - عز و جل - رجا را شرح كرده است و گفته :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ ،
« 79 » اى ، بدرستى كسانى كه بگرويدند و كسانى كه هجرت كردند و در راه خداى مجاهده به جاى آوردند ، ايشان رحمت خداى اميد دارند . اميد لايق ايشان باشد . و اين بدان سبب است كه ياد كرده است كه ثواب آخرت مزد و جزاى اعمال است . حق تعالى گفت :
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
« 80 » و گفت :
إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ .
« 81 » چه گويى اگر كسى را براى اصلاح آوندها مزد گيرند و مزد وى را براى آن معين كنند ، و مزدور گيرنده كريم باشد كه هر چه وعده كند به وفا رساند بلكه زيادت از آن بدهد ، پس مزدور آن آوندها بشكند و همه تباه كند ، پس در انتظار مزد بنشيند و گويد كه « مزدور گيرنده كريم است » . چه گويى ؟ عاقلان او را در اين انتظار متمنى و مغرور دانند ، يا اميدوار ؟ و اين به سبب آن است كه فرق ميان اميد و فريفتگى نمىداند . حسن را - رضى اللّه - گفتند كه جماعتى مىگويند كه « از خداى اميد مىداريم » و عمل را ضايع مىكنند . [ 485 ] گفت : هيهات ! آن آرزوهاى ايشان است كه در آن مىگرايند ، چه هر كه چيزى اميد دارد آن را بطلبد ، و هر كه از چيزى بترسد از آن بگريزد . و مسلم بن يسار گفت : دوش سجده كردم تا دو دندان پيش من افتاد . مردى وى را گفت : ما از خداى اميد داريم . مسلم گفت : هيهات ! هيهات ! هر كه اميد چيزى دارد آن را بجويد ، و هر كه از چيزى بترسد از آن بگريزد . و چنان كه كسى در دنيا فرزند اميد دارد و او هنوز نكاح نكرده باشد ، يا كرده باشد و ليكن مباشرت نياورده ، يا آورده و ليكن انزال نبوده ، او معتوه باشد ، همچنين كسى كه رحمت خداى اميد دارد و او نگرويده باشد ، يا گرويده و ليكن عمل صالح نكرده ، يا كرده و ليكن از معاصى باز نبوده ، او مغرور باشد . و چنان كه كسى كه نكاح بكند و وطى آرد و انزال باشد در فرزند متردد بماند ، مىترسد و فضل خداى اميد مىدارد در آفريدن فرزند و دفع آفت‌ها از رحم و از مادر تا آن وقت كه تمام شود ، او زيرك بود ، پس همچنين چون بگرود و عمل صالح به جاى آرد و بديها بگذارد « 82 » ميان خوف و رجا متردد بماند ، ترسد كه از او قبول نشود و او بر آن دايم نماند و خاتمت او بر بدى باشد ، و اميد دارد از فضل خداى كه به كلمهء طيّبه « 83 » او را ثابت گرداند و دين او را از
هامش
( 79 ) بقره 2 - 218 . ( 80 ) واقعه 56 - 24 . ( 81 ) آل عمران 3 - 185 . ( 82 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 83 ) كلمهء طيّبه ، كلمهء توحيد ، لا إله الا اللّه ، در عربى و شرح زبيدى : ( ان يثبته بالقول الثابت ) و هو قول لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه ( 8 - 442 ) .