تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
كه خراب شود و فنا پذيرد ، چرا كوشكى در بهشت نخريدى ؟ و بستانى خريدى كه خراب شود و فانى گردد ، چرا بستانى نخريدى كه فانى نشود ، و خدمتكارانى كه فانى نشوند و نميرند ، و زنى از حور عين كه نميرد ؟ و در جمله آن كافر بر او رد مىكرد و مىگفت : آن جا چيزى نيست و آن چه در آن باب گفته‌اند دروغ است و اگر باشد هر آينه در آخرت مرا به از اين بود . و حق تعالى قول عاص بن وائل را همچنين صفت فرمود چون گفت :
لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً ،
« 49 » هر آينه مال و فرزند داده‌شوم ، و حق تعالى بر وى رد فرمود و گفت :
أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ؟
« 50 » اى ، آيا او علم غيب دانست كه او در بهشت خواهد بود ، يا با خداى عهدى بسته است ؟ اى ، كلمهء طيبه گفت كه بدان مستحق بهشت شود . و از خبّاب بن ارت آمده است كه بر عاص بن وائل وامى داشتم ، چون از وى بخواستم نگزارد ، گفتم : در آخرت از تو بستانم . گفت : در آخرت هم ما را مال و فرزند خواهد بود ، از آن بگزارم . [ 481 ] پس حق تعالى اين آيت فرو فرستاد :
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً .
« 51 » و گفت :
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى ،
« 52 » اى ، اگر رحمتى او را چشانيم از فضل خود پس از آن چه سختيى به وى رسيده باشد ، هر آينه بگويد كه اين مرا واجب است براى عمل من و قيامت را قايم نپندارم - اى ، در بعث و قيام متيقّن نه‌ام - و اگر بباشد هر آينه مرا نزديك خداى ثوابى بود . « 53 » و سبب اين قياسى است از قياسهاى ابليس . زيرا كه ايشان گاهى در نعمتهاى خداى مىنگرند در دنيا ، پس نعمت آخرت را بر آن قياس مىكنند ، و گاهى در آن مىبينند كه حق تعالى عذاب را از ايشان تأخير فرموده است ، پس عذاب آخرت را بر آن قياس مىكنند . چنان كه حق تعالى گفت :
وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِيرُ ،
« 54 » اى ، در نفسهاى خويش مىگويند : چرا عذاب نكند خداى ما را بدانچه مىگوييم ؟ دوزخ ايشان را بسنده است كه بدان سوخته شوند ، پس بازگشتن به جايى بد است آن . و گاهى در مؤمنان مىنگرند و ايشان را درويش و گرد آلود و سبوسه سر « 55 » مىبينند ، پس ايشان را عيب مىكنند و حقير مىشمرند و مىگويند :
أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا ،
« 56 » اى ، اين جماعت‌اند كه خداى - عز و جل - از
هامش
( 49 ) مريم 19 - 77 . ( 50 ) مريم 19 - 78 . ( 51 ) مريم 19 - 77 . ( 52 ) فصلت 41 - 50 . ( 53 ) در عربى : و هذا كله من الغرور باللّه . ( 54 ) مجادله 58 - 8 . ( 55 ) سبوسه سر ، ژوليده موى گرد آلود . ( 56 ) انعام 6 - 53 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 805 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى