تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
قيام شب كند ، مثلا براى نماز ، اگر چه نزديك او سنگى باشد كه آن را بالين تواند ساخت ، هميشه او را داعى باشد به خواب ، و سنگ را بالين تواند ساخت ، و اگر آن نباشد اين خاطر در دل او نگردد ، و رغبت خواب را قوّتى نباشد . در وجود سنگى اين حال مىباشد ، پس چگونه باشد حال كسى كه بالشها و نهاليهاى « 163 » نرم دارد و جايهاى نزه « 164 » و خوش ؟ او را در عبادت خداى كى نشاط باشد ؟ و از درهاى بزرگ او بخل است و بيم درويشى . چه آن از نفقة كردن و صدقه دادن مانع باشد ، و داعى بود به ذخيره‌ها ساختن و گنج‌نهادن ، و عذاب اليم كه موعد [ مكاثران ] است . و آن چه [ مكاثران ] را حق تعالى به عذاب اليم تهديد فرموده است اين است ، چنان كه قرآن بدان ناطق است . « 165 » خيثمة بن عبد الرحمن گفت كه شيطان گويد كه فرزند آدم هرگز در سه چيز بر من غلبه نتواند كرد : بفرمايم او را تا مال از ناحق بگيرد ، و در غير حق صرف كند ، و از حق بازدارد . و سفيان گفت : ديو را هيچ سلاحى چون بيم درويشى نيست ، و چون كسى آن را قبول كند از او ، در باطل شارع شود ، و از حق منع كند ، و به هواى نفس سخن گويد ، و در حق پروردگار خود گمان بد برد . و از آثار آفات بخل حرص است بر ملازمت بازارها براى جمع مال ، و بازارها آشيانه‌هاى ديو است . بو امامه روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : إنّ ابليس لمّا نزل إلى الارض قال : ربّ أنزلتني إلى الارض و جعلتني رجيما فاجعل لي بيتا . قال : الحمام . قال : فاجعل لي مجلسا ، قال : الاسواق و مجامع الطرق [ 44 ] قال : فاجعل لي طعاما . قال : ما لم يذكر اسم اللّه تعالى عليه . قال : اجعل لي شرابا ، قال : كلّ مسكر . قال : فاجعل مؤذّنا ، قال : المزامير . قال : اجعل لي قرآنا ، قال : الشّعر ، قال : اجعل لي كتابا ، قال : الوشم ، قال : اجعل لي حديثا ، قال : الكذب . قال : اجعل لي مصايد ، قال : النّساء ، اى ، ابليس را چون به زمين فرو فرستادند گفت : اى پروردگار ، مرا از اوج آسمان به حضيض زمين فرستادى ، پس براى من خانه و مجلس و طعام و شراب و مؤذّن و قرآن و كتاب و حديث و دامها تعيين فرماى . فرمان آمد كه
هامش
( 163 ) نهالى ، تشكچه . ( 164 ) نزه ، پاكيزه . ( 165 ) مكاثران ، آنان كه به بسيارى مال و فرزند و عشيره ببالند و با ديگران رقابت كنند . به جاى « مكاثران » در نسخهء خطى « كافران » آمده ، در عربى : و هو الموعود للمكاثرين كما نطق به القرآن ( زبيدى 7 - 279 ) حديد 57 - 20 ، تكاثر 102 - 1 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 71 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى