اما تصديق به مجرد ايمان آن است كه خداى - عز و جل - را تصديق كند در قول او :
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ ،
« 21 » اى ، آن چه نزديك اوست بهتر است . و قول او :
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى ،
« 22 » اى ، آخرت نيكوتر و پايندهتر است . و قول او :
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ ،
« 23 » اى ، زندگانى دنيا جز متاع فريبش [ 477 ] نيست . و قول او :
فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ،
« 24 » اى ، مىنفريبد شما را حيات دنيا . و پيغامبر - عليه السلام - جماعتى را از كافران بدان اخبار فرمود ، و ايشان او را تقليد كردند و راستگوى داشتند « 25 » و به دو ايمان آوردند و برهان نطلبيدند ، و بعضى از ايشان گفتند : سوگند مىدهيم تو را به خداى كه او تو را رسول فرستاده است ؟ او گفت : آرى . و ايشان تصديق كردند .
و اين ايمان عام است و بيرون آرنده است از غرور ، و هم بدان منزلت است كه كودك پدر خود را استوار دارد در آن چه حضور دبيرستان به از حضور جاى بازى است ، با آن چه « 26 » وجه بهترى « 27 » نداند .
اما معرفت به بيان و برهان آن است كه وجه فساد اين قياس كه شيطان در دل او منظوم گردانيده است بداند . چه غرور هر مغرورى را سببى است ، و آن سبب دليل است ، و هر دليل كه هست نوع قياس است كه در نفس واقع شود و آرام نفس اقتضا كند ، اگر چه صاحب آن را بدان شعور نباشد و به ألفاظ علما آن را نظم نتواند كرد . پس در قياسى كه شيطان آن را نظم داده است دو اصل است :
يكى آن كه « دنيا نقد است و آخرت نسيه . » و اين درست است .
و دوم آن كه « نقد به از نسيه است . » و اين محل تلبيس است ، چه كار چنان نيست . بلكه اگر نقد در مقدار و مقصود مثل نسيه است به از آن باشد ، و اگر كم از آن بود ، نسيه به از او . چه اين كافر مغرور در بازرگانى يك درم نقد بدهد تا دو درم نسيه بستاند ، و نگويد كه نقد به از نسيه ، پس آن را نگذارم « 28 » . و چون طبيب او را از ميوهها و طعامهاى لذيذ بترساند ، در حال آن را بگذارد ، از بيم بيمارى در مستقبل . پس نقد را بگذاشته باشد و به نسيه راضى شده . و همهء بازرگانان در دريا مىنشينند و در سفرها رنج مىبينند ، و آن ترك راحت نقد است و سود نسيه است . پس اگر « ده »
هامش
( 21 ) قصص 28 - 60 .
( 22 ) اعلى 87 - 17 .
( 23 ) آل عمران 3 - 185 .
( 24 ) لقمان 31 - 33 . غرور ، بسيار فريبنده ، كنايه از شيطان .
( 25 ) در عربى : و صدّقوه .
( 26 ) ى مصدرى .
( 27 ) آن چه ، آن كه .
( 28 ) نقد را از دست ندهم .