زيت او بىرسيدن آتش نزديك است كه مشرق « 6 » باشد و مضيء « 7 » ، و روشنايى زيت كه به روشنايى چراغ منضم شود نور على نور شود . » « 8 » و دلهاى فريفته شدگان « چون تاريكيهاست در درياى ژرف كه بالاى آن موج باشد ، و بالاى آن موج ديگر ، و بالاى آن أبر ، تاريكيهاى متراكم كه صاحب آن نزديك باشد كه دست خود را نبيند ، و هر كه را حق تعالى نور ندهد او را هيچ نور نبود . » « 9 » و زيركان آن كساناند كه حق تعالى هدايت ايشان خواسته است ، پس سينهء ايشان را براى اسلام و هدايت بگشاده است و به وسعت بياراسته . و فريفتگان آن كساناند كه مراد وى ضلالت ايشان بوده است ، پس سينهء ايشان را بغايت تنگ كرده ، چنانستى كه بر رفتن آسمان تكليف فرموده . « 10 » و ايشان آناناند كه بصيرت ايشان انفتاح نپذيرفته است تا نفس خود را به راه آرند ، پس در كورى بماندهاند و هوى را قايد و شيطان را راهبر مىدارند ، و كسى كه در دنيا از ديدن آثار قدرت در عالم ملك كور دل باشد در آخرت از ديدن عالم ملكوت كوردلتر و گمراهتر بود .
چون معلوم شد كه غرور اصل شقاوت و منبع مهلكات است ، چاره نباشد از آن چه مداخل و مجارى آن را بشرح بايد رسانيد ، و آن چه غرور در آن بسيار باشد مفصل گردانيد تا مريد پس از آن چه آن را بشناسد از آن بترسد و بهراسد . و از بندگان موفق آن است كه مداخل آفات و فساد بداند ، پس نفس خود را از آن بترساند و كار خود به حزم و بصيرت راند .
و ما أجناس مجارى غرور و أصناف مغروران را شرح كنيم ، از قاضيان و عالمان و صالحان كه به اول كارها كه ظواهر آن خوب باشد و سراير آن زشت فريفته شوند ، و بدان وجه كه غفلت و اغترار ايشان از آن باشد اشارت كنيم . و اگر چه آن بيش از آن است كه در حصر آيد ، و ليكن بر مثالها تنبيه توان كرد كه از استيفا و استقصا بىنياز گرداند . و فرق فريفته شدگان بسيارند ، و ليكن جامع ايشان چهار صنف است : صنف اول از عالمان ، صنف دوم از عابدان ، صنف سوم از متصوفان ، صنف چهارم از ارباب اموال .
و فريفته شدگان از هر صنفى فرقند ، و جهات فريفتگى ايشان مختلف است . پس بعضى از ايشان منكر را معروف دانند ، چون كسى كه مسجدها بيارايد و در تزيين آن به حرام مبالغت
هامش
( 6 ) مشرق ، تابان ، درخشان .
( 7 ) مضيء ، فروزان ، روشنى بخش .
( 8 ) نور 24 - 35 .
( 9 ) نور 24 - 40 .
( 10 ) انعام 6 - 125 .