تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
پنجم عجب به نسب پادشاهان ظالم و اعوان ايشان بيرون نسب دين و علم . و اين غايت جهل است . و علاج او آن است كه در [ مخازى ] « 349 » ايشان تفكر كند ، و ظلمى كه بر بندگان خداى و فسادى كه در دين خداى كرده‌اند ، چه ايشان نزديك خداى ممقوتند . و اگر در صورتهاى ايشان بيند در آتش ، و بدبويى و پليدى ايشان ، هر آينه از ايشان ننگ دارد و از نسب ايشان بيزار شود ، و انكار كند بر كسى كه خود را بديشان نسبت كند ، از روى استقذار و استحقار ايشان . و اگر خوارى ايشان در قيامت او را منكشف شود ، در آن حال كه خصمان در ايشان آويخته باشند و فريشتگان موى پيشانى ايشان گرفته مىكشند ايشان را به دوزخ بر روى افتاده براى مظالم بندگان ، هر آينه از ايشان بيزار شود و نسبت به سگ و خوك دوست‌تر از نسبت ايشان دارد . پس حق اولاد ظالمان آن است كه اگر حق تعالى ايشان را از ظلم نگاه دارد كه خداى را بر سلامت دين خود شكر گزارد ، و براى پدران خود آمرزش خواهد اگر مسلمان باشند . و اما عجب به نسبت ايشان جهل محض است . ششم عجب به بسيارى عدد از فرزندان و خدمتكاران و غلامان و دودمان و خويشاوندان و ياران و پسروان . « 350 » چنان كه كافران گفتند :
نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً .
« 351 » و مؤمنان [ روز حنين ] گفتند : اليوم لا نغلب عن قلّة . « 352 » و علاج او آن است كه در كبر ياد كرديم . و آن علاج آن است كه تفكر كند در ضعف خود و در ضعف ايشان ، و آن كه همهء بندگان عاجزند ، مالك سود و زيان خود نه‌اند ، و بسيار گروه اندك غلبه كرده است گروه بسيار را به اذن خداى . پس چگونه بديشان معجب شود و « 353 » ايشان از او جدا شوند چون بميرد ، و در گور وى را خوار و حقير و تنها دفن كنند ، فرزند و اهل و خويشاوند نزديك و ياران با وى [ مرافقت ] « 354 » [ 473 ] نكنند ، پس او را به پوسيدن سپارند ، و به ماران و كژدمان ، و چيزى از وى دفع نكنند ، و او در آن وقت از همه وقتها محتاج‌تر باشد . و همچنين بگريزند از او روز قيامت -
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ
( الآية ) . « 355 » پس چه خير
هامش
( 349 ) مخازى ، رسواييها ، خواريها ، در نسخهء خطى : مجارى . ( 350 ) پسروان ، پيروان . ( 351 ) سبا 34 - 35 . ( 352 ) امروز از اندك مغلوب نشويم - ص 782 . ( 353 ) و حال آن كه . ( 354 ) مرافقت ، همراهى ، در نسخهء خطى : موافقت ، در عربى : لا يرافقه ولد و لا اهل . . . ( زبيدى 8 - 422 ) . ( 355 ) عبس 80 - 34 - 36 .