عمر ، و مدارست « 366 » علومها « 367 » ، و مع ذلك در بعضى كارها از غلط بر او آمن نتواند بود . و صواب آن باشد كسى را كه عمر خود در علم مستغرق نگرداند كه در مذهبها خوض نكند و گوش بدان ندارد و نشنود ، و ليكن اعتقاد كند كه حق تعالى يكى است و او را شريك نيست ، و
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ،
« 368 » و رسول او صادق است در آن چه خبر كرده است ، و سنّت سلف را متابعت كند ، و به جملهء آن چه كتاب و سنت بدان وارد است بگرود بىبحث و تنقير « 369 » و سؤال از تفصيل ، بل گويد آمنّا و صدّقنا ، و به تقوى و اجتناب معصيتها و اداى طاعتها و شفقت بر مسلمانان و ديگر كارها مشغول شود .
و اگر در مذهبها و بدعتها و تعصب در عقيدهها خوض كند هلاك شود ، از آن جا كه نداند .
و هر كه عزم دارد كه در عمر خود به چيزى جز علم مشغول شود حق او اين است . و اما كسى كه عزم كند كه متجرد شود براى علم ، اول مهم او را معرفت دليل و شرطهاى آن است . و آن از آن جمله است كه كار در آن دراز است ، و رسيدن به يقين و معرفت در بيشتر مطالبها « 370 » سخت ، و جز اقويا كه به نور حق تعالى مؤيد باشند بر آن قادر نشوند ، و آن عزيز الوجود است . پس در خواهيم از حق تعالى كه ما را از گمراهى نگاه دارد ، و بازداشت طلبيم به دو از آن چه به خيالات جاهلان فريفته نشويم و راه را گم نگردانيم . و اللّه اعلم بالصّواب .
هامش
( 366 ) مدارست ، با اهل علم مذاكره كردن ، درس خواندن .
( 367 ) طبق نسخهء خطى .
( 368 ) شورى 42 - 11 .
( 369 ) تنقير ، كاويدن .
( 370 ) طبق نسخهء خطى .