آن به علم محقق باشد بدان كه بنده و عمل او و اوصاف او ، همه از خداى نعمتى است كه بدان ابتدا فرموده است پيش از استحقاق ، و اين عجب و ادلال را نفى كند ، و خضوع و شكر بار آورد ، و ترس از زوال نعمت . و هر كه اين داند صورت نبندد كه به علم و عمل خود معجب شود ، چه بداند كه آن از خداى - عز و جل - است . و براى آن چون داود - صلوات اللّه عليه - گفت : اى پروردگار ، هيچ شب نيست كه نه آدميى از آل داود قايم است ، و هيچ روز نيست كه نه آدميى از آل داود صايم است . و در روايتي : هيچ ساعتى تمام از شب و روز نيست كه نه عابدى از آل داود تو را مىپرستد يا نماز مىگزارد يا روزه مىدارد و يا تو را ياد مىكند . پس حق تعالى به دو وحى فرستاد كه اى داود ، ايشان را آن قوّت از كجاست ؟ آن جز از من نيست ، و اگر عون من نباشد تو را اين قوّت نبود ، و زود باشد كه تو را به نفس تو گذارم . ابن عباس - رضى اللّه عنه - گفت كه آن چه داود را رسيد از گناه به سبب عجب او بود به عمل خود ، چه بر سبيل ادلال عمل به آل داود اضافت كرد ، تا به نفس خود گذاشته شد و در گناهى افتاد كه اندوه و پشيمانى بار آورد .
و داود - عليه السلام - گفت : اى پروردگار ، از چه راه بنى اسرائيل به إبراهيم و اسحاق و يعقوب تقرب [ 469 ] جويند ؟ گفت : من ايشان را ابتلا فرمودم و ايشان صبر كردند . داود گفت :
اگر مرا ابتلا فرمايى هم صبر كنم . و پيش از وقت آن به عمل ادلال كرد . حق تعالى فرمود : من ايشان را خبر نكرده بودم كه به كدام چيز ابتلا خواهم كرد و در كدام ماه [ و در كدام روز ] ، و من تو را خبر مىكنم كه در اين سال و در اين ماه تو را به زنى ابتلا خواهم فرمود ، از نفس خود بر حذر باش . پس افتاد در آن چه افتاد . « 324 » و همچنين اصحاب پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - چون بر قوّت و كثرت خود روز حنين تكيه كردند و فضل خداى بر خود فراموش گردانيدند و گفتند « امروز از اندك مغلوب نشويم » ، حق تعالى ايشان را بديشان گذاشت و فرمود :
يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ،
« 325 » اى ، روز حنين چون بسيارى شما شما را به شگفت آورد ، پس چيزى از شما دفع نكرد و زمين با فراخى خود بر شما تنگ آمد از شدت خوف كه به شما رسيد چنان كه جايى نيافتيد كه گريز را شايد ، پس روى بگردانيديد و هزيمت شديد .
و ابن عيينه « 326 » روايت كرد كه ايوب - عليه السلام - گفت : الهى تو مرا بدين همه بلا مبتلا
هامش
( 324 ) شرح زبيدى ( 8 - 415 ) .
( 325 ) توبه 9 - 25 .
( 326 ) سفيان بن عيينه .