تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
نمودند ، و در كشاكش انداختند . ابليس بر او آمد و گفت : من كنيزك را خفه گرفتم و اهل او را به تو راه نمودم ، و اين جمله كارها به القاى من بود ، اگر خواهى كه نجات يا بى مرا مطيع شو ، دو بار مرا سجده كن . او بدين رشته در چاه شد ، و دو بار وى را سجده كرد . و او آن است كه حق تعالى در حق او فرمود :
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ
. « 154 » پس بنگر كه چه حيله‌هاى قوى كرد و چگونه راهب را به ارتكاب اين كبيره‌ها مضطر گردانيد . و آن همه بدان بود كه در قبول كنيزك براى معالجت او را فرمانبردارى نمود . و آن كارى آسان بود كه صاحب آن چنان پندارد كه خيرى و حسنتى است ، و به سبب هواى پوشيده ، آن در دل او نيكو نمايد ، پس او در إتمام آن كار ايستد ، چنان كه كسى در خير راغب بود ، پس آخر الامر از اختيار او بيرون شود ، و بعضى از آن ، سوى بعضى كشد چنان كه از آن مخلصى نيابد . پس بازداشت خواهيم به خداى - عز و جل - از تضييع اوايل كارها . و پيغامبر - عليه السلام - بدين اشارت فرموده است در آن چه گفته است : من حام حول الحمى يوشك ان يقع فيه ، اى ، هر كه گرد مرغزارى گردد كه پادشاه آن را نگاه داشتن فرمايد ، زود باشد كه در آن افتد .

بيان تفصيل مداخل ديو سوى دل

( 1 ) بدان كه مثال دل مثال حصني است ، و ديو خصمى كه خواهد كه آن حصن بستاند و بر آن مستولى شود . و حصن را نگاه نتوان داشت مگر بدانچه درهاى او نگاه داشته شود و رخنه‌هاى او بسته آيد . و كسى كه درهاى حصار نداند ، نگاه داشت آن نتواند . و نگاه داشت دل از فساد شيطان واجب است ، و آن بر هر بندهء مكلّف فرض عين است . و چيزى كه اقامت واجب جز بدان ميسر نشود آن هم واجب بود . و دفع ديو ميسر نگردد مگر به دانستن مداخل او . و مداخل ديو و درهاى او صفتهاى بنده است . و آن بسيار است ، و لكن ما اشارت كنيم به درهاى بزرگ ، كه چون دروازه‌هاست كه از بسيارى لشكر ديو تنگ نيايد : پس بدان كه از درهاى بزرگ او حسد و حرص است . و هر گاه كه بنده بر چيزى حريص باشد ، حرص او را كور و كر گرداند . چه پيغامبر - عليه السلام - گفته است : حبّ الشّيء يعمى و يصمّ . و نور بصيرت آن است كه مداخل ديو به دو دانسته شود . و چون حرص و حسد آن را بپوشد نبيند ،
هامش
( 154 ) حشر 59 - 16 .