تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
يابد ، و آن فرض عين است بر هر بنده . و مردمان آن را بگذاشته‌اند و به علمهايى مشغول گشته كه وسوسه‌ها را سوى ايشان كشد ، و ديو را بر ايشان گمارد ، و دشمنايگى او و طريق احتراز از او فراموش گرداند . و از بسيارى وسوسه‌ها نرهاند مگر بستن درهاى خواطر . و درهاى آن از بيرون پنج حس است ، و از درون شهوتها و علايق دنيا . و خلوت در خانه‌اى تاريك در حسها ببندد ، و از اهل و مال مجرد شدن مداخل وسوسه‌هاى باطن كم كند . و مع ذلك مدخلهاى باطن از حيله‌هايى كه در دل باشد باقى ماند ، و آن دفع نشود مگر بدان كه دل به ذكر خداى مشغول گردد . پس آن همواره دل را در كشاكش دارد و با وى منازعت كند و از ذكر خداى مشغول گرداند ، پس چاره نباشد از مجاهدهء او . و اين مجاهده‌اى است كه تا به وقت وفات انقطاع نپذيرد ، چه هيچ كس از ديو خلاص نيابد ما دام كه زنده بود . آرى ، باشد كه قوى باشد چنان كه وى را انقياد ننمايد ، و شر او از نفس خود به مجاهده دفع گرداند ، و لكن هرگز از مجاهده و مدافعه فارغ [ 39 ] نشود و بىنياز نگردد ، ما دام كه خون در تن او مىرود ، چه ما دام كه زنده باشد درهاى ديو در دل او گشاده باشد و بسته نگردد ، و آن شهوت و خشم و [ حسد ] و طمع [ و شره ] و غير آن است ، « 149 » چنان كه شرح آن بخواهد آمد . و هر گاه كه در گشاده باشد و دشمن غافل نبود ، جز به حراست و مجاهده دفع نشود . مردى از حسن پرسيد كه ابليس خسبد ؟ او تبسم نمود و گفت : لو نام لوجدنا راحة ، اى ، اگر بخفتى ما بياسوديمى . پس مؤمن را از او خلاص نيست . آرى راه دفع و تضعيف قوّت او بر او گشاده است . پيغامبر - عليه السلام - فرموده است : إنّ المؤمن ينضي شيطانه كما ينضي أحدكم بعيره في سفره ، اى ، مؤمن ديو خود را لاغر گرداند چنان كه يكى از شما اشتر خود را در سفر . و ابن مسعود گفت : شيطان المؤمن مهزول ، اى ديو مؤمن لاغر باشد . قيس بن حجاج گفت كه ديو من مرا گفت كه در آن حال كه من در تو آمدم چون اشترى بودم ، و امروز چون گنجشكىام . گفتم : چرا ؟ گفت : به كتاب خداى مرا مىبگذارى . و بر اهل تقوى متعذر نباشد بستن درهاى ديو و نگاه داشتن آن به حراست ، اى ، درهاى ظاهر و راههاى روشن كه به معاصى ظاهر انجامد ، و در سرآمدن ايشان جز راههاى غامض او نباشد ، « 150 » چه ايشان آن را ندانند كه حراست كنند ، چنان كه در غرور عالمان و واعظان اشارت
هامش
( 149 ) در عربى : و هي الشهوة و الغضب و الحسد و الطمع و الشره و غيرها ( زبيدى 7 - 3 - 272 ) . ( 150 ) فقط در راههاى غامض ديو مىلغزند .