تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
است كه آمده است كه دو مرد پيش پيغامبر - عليه السلام - با يك ديگر فخر كردند ، پس يكى ديگرى را گفت : من فلان پسر فلانم ، تو كيستى ، بىمادر باشى ! رسول - عليه السلام - ايشان را گفت : دو كس نزديك موسى - عليه السلام - تفاخر همى كردند ، يكى گفت من پسر فلان بن فلانم ، تا نه كس اسلاف خود برشمرد ، حق تعالى به موسى وحى فرستاد كه فخر كننده را بگويد كه آن هر نه كس از اهل آتش‌اند و تو دهم ايشانى . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : ليدعنّ قوم الفخر بآبائهم و قد صاروا فحما في جهنّم او ليكوننّ أهون على اللّه من الجعلان الّتي تدوف بآنافها القذر ، اى ، بگذارند « 160 » قومى فخر كردن به پدران خود كه ايشان « 161 » در دوزخ انگشت گشته‌اند ، و بر حق تعالى خوارتر از جعل باشند كه به بينى خود پليدى را دريابد .

چهارم - تفاخر به جمال

( 1 ) و آن بيشتر ميان زنان رود ، و داعى باشد به نقص و غيبت و ذكر عيبهاى مردمان . و از آن جمله آن است [ 442 ] كه آمده است كه عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه زنى بر پيغامبر - عليه السلام - درآمد ، من به دست اشارت كردم كه او چنين است - كوتاه است - پيغامبر - عليه السلام - گفت : قد اغتبتها ، اى ، غيبت كردى او را . و اين كبر را منشأ پوشيده است ، زيرا كه اگر او نيز كوتاه بودى او را به كوتاهى ياد نكردى . پس چنانستى كه به بالاى خود عجب آورد و در جنب خود آن زن را كوتاه شمرد ، پس گفت آن چه گفت .

پنجم - كبر به مال

( 2 ) و آن ميان پادشاهان رود در خزانه‌ها ، و ميان بازرگانان در بضاعتها ، و ميان دهقانان « 162 » در زمينها ، و ميان متجملان در لباسها و اسبان و مركبان . پس توانگر درويش را حقير دارد و بر او تكبر كند و گويد : تو گدايى و بيچاره‌اى ، و من اگر خواهم ، مثل تو را بخرم و فوق تو را خدمت فرمايم ، و تو كيستى و چه دارى ! و متاع خانهء من بيش از همهء مال تو است ، و من در روزى آن خرج كنم كه تو در سالى نكنى . و آن همه براى عزيز داشت توانگرى و خوار داشت درويشى باشد . و آن همه
هامش
( 160 ) بايد ترك كنند . ( 161 ) پدرانشان . ( 162 ) دهقان ، صاحب ملك و زمين اعم از ده‌نشين و شهرنشين .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 737 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى