تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
و از گلوى ايشان نگذرد ، گويند : قرآن خوانديم ، پس كيست از ما خواننده‌تر و كيست از ما داننده‌تر ! پس سوى ياران نگريست و گفت : ايشان از شما نباشند اى امت ، ايشان هيزم دوزخ‌اند . و براى آن عمر - رضى اللّه عنه - گفت : از جباران علما مباشيد كه آن گاه علم شما به جهل شما وفا نكند . و از براى آن تميم دارى از عمر دستورى خواست كه تذكير گويد ، دستورى نداد و گفت : آن كشتن است . و امام قومى از وى دستورى خواست كه چون از نماز فارغ شود جماعت را پند دهد ، گفت : ترسم كه باد كبر تو را چنان گرداند كه به ثريا برسى . و حذيفه « 138 » قومى را امامت كرد و چون سلام داد گفت : امامى ديگر طلبيد ، يا تنها نماز گزاريد ، در نفس خود چنان ديدم كه ميان شما از من فاضل‌تر نيست . پس چون مثل او مسلّم نماند ، ضعيفان از متأخران اين امت چگونه مسلّم مانند ! و بغايت عزيز « 139 » است [ در بسيط زمين عالمى كه مستحق عنوان عالم باشد ] « 140 » ، پس عزّ و كبرياى علم او را در حركت نيارد ، و اگر موجود شود صدّيق روزگار خود باشد ، پس نبايد كه از او جدا شوند ، بل ديدن او عبادت باشد تا كار به فايده گرفتن از انفاس و احوال او رسد . « 141 » و اگر چنين كسى را بدانيم ، اگر چه در اقصاى چين باشد به خدمت او شتابيم ، به اميد آن كه بركت او ما را شامل شود و سيرت و خوى او به ما سرايت كند . و هيهات ! آخر الزمان مثل ايشان كجا مسامحت نمايد ، « 142 » چه ايشان ارباب اقبال و اصحاب دول‌اند كه در قرن اول و آن چه نزديك آن بود گذشتند ، بل در اين زمان عزيز باشد « 143 » عالمى كه به فوت اين خصلت اندوهگين و پشيمان بود . و اگر نه آنستى كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - اشاره فرموده است به قول خود : سيأتي على النّاس زمان من تمسّك بعشر ما أنتم عليه نجا ، اى ، زود باشد كه بر مردمان روزگارى آيد كه هر كه به عشر آن تمسّك نمايد كه شما بر آنيد نجات يابد . هر آينه لايق به ما آن بود كه عياذا باللّه خود را بىتفكر در ورطهء نوميدى به آن چه بر آن هستيم از كارهاى بد بيندازيم . و از كجا [ كه ] تمسك به عشر آن چه ايشان بر آن بودند براى ما معلوم و ميسر شود ؟ و كاشكى به عشر عشير آن تمسك نماييم . پس مىخواهيم از حق تعالى كه بدانچه او سزاوار آن است بر ما معاملت فرمايد ، و قبايح اعمال ما را بپوشد چنان كه كرم و فضل او اقتضا كند .
هامش
( 138 ) حذيفة اليمان ( زبيدى ) . ( 139 ) عزيز ، نادر . ( 140 ) در نسخهء خطى : عالمى كه از علم خواندن او شرم نيايد ، در عربى و شرح زبيدى : فما اعزّ على بسيط الارض عالما يستحق ان يقال له عالم ( 8 - 370 ) . ( 141 ) تا چه رسد به فايده گرفتن از انفاس و احوال او . ( 142 ) مسامحت ، موافقت . ( 143 ) عزيز ، نادر .