گردانيد . اى ، بر سبيل استحقار و استبعاد تقدّم ايشان .
و قريش گفتند : چگونه با تو مجالست كنيم و اين جماعت نزديكان تواند ، اشارت به درويشان مسلمانان كردند و ايشان را به چشم حقارت ديدند و از مجالست ايشان تكبر كردند .
حق تعالى گفت :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ .
« 97 » و اين آيت فرو فرستاد .
اى ، دور مكن از خود كسانى را كه بامداد و شبانگاه پروردگار خود را مىخوانند و او را مىخواهند . و قول او :
وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا ،
« 98 » اى ، چشمهاى خود را از ايشان مگردان سوى اصحاب هيئت و زينت ، براى آن كه زينت حيات دنيا و مجالست أشراف خواهى .
پس خبر فرمود از تعجب ايشان آن گاه كه به دوزخ رفتند و كسانى را كه مسترذل « 99 » مىشمردند نديدند و گفتند :
ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ ؟
« 100 » اى ، چه افتاده است كه نمىبينيم مردانى را كه ما ايشان را از بدان مىشمرديم ؟ آمده است كه عمّار ياسر و بلال و صهيب و مقداد را - رضى اللّه عنهم - خواستند .
پس بعضى از ايشان را كبر از فكرت و معرفت مانع شد و ندانستند كه پيغامبر به حق است ، و بعضى دانستند و ليكن كبر از اعتراف مانع آمد . حق تعالى گفت :
فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ،
« 101 » اى ، چون بديشان رسيد آن چه مىشناختند كفر آوردند بدان .
مترجم مىگويد كه بدين لغت پيغامبر و قرآن را خواستهاند ، چه جهودان صحت آن مىدانستند .
و گفت :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ،
« 102 » اى ، منكر شدند آن را از راه ظلم و قصد طلب رفعت و نفسهاى ايشان آن را بيقين مىدانست .
مترجم مىگويد كه محققان چنين گفتهاند كه اگر چه مىدانستند اما علمشان نفسانى بود ، چنان كه [ 434 ] بيان فرموده است :
وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ،
بدان « 103 » بر عناد و جحود بماندند ، چه با علم روحانى و كشف باطن عناد و جحود صورت نبندد .
و اين تكبر نزديك بود به تكبر كردن بر خداى ، اگر چه كم از آن بود ، و ليكن تكبرى است بر قبول فرمان خداى و تواضع پيغامبر او .
هامش
( 97 ) انعام 6 - 52 .
( 98 ) كهف 18 - 28 .
( 99 ) مسترذل ، پست و فرومايه .
( 100 ) ص 38 - 62 .
( 101 ) بقره 2 - 89 .
( 102 ) نمل 27 - 14 .
( 103 ) بدان ، بدان سبب .