تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
قسم دوم تكبر بر پيغامبران ، از روى تعزز و ترفع نفس از آن چه آدمى مثل ديگر آدميان را منقاد شود . و اين گاهى مانع باشد از فكرت و استبصار ، پس به كبر خود در تاريكى جهل بماند و از انقياد امتناع نمايد و پندارد كه او در آن محقّ است ، و گاهى با معرفت امتناع كند ، چه نفس او مطاوعت ننمايد كه حق را منقاد شود و پيغامبر را تواضع كند ، چنان كه حق تعالى از قول ايشان حكايت كرد :
أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا ؟
« 86 » اى ، دو آدمى مثل خود را گردن نهيم ؟
إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا ،
« 87 » كه جز آدمى مثل ما نه‌ايد .
وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ ،
« 88 » اى ، اگر آدمى مثل خود را فرمان بريد زيانكار باشيد . [ 433 ] و قالوا
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
« 89 » اى ، گفتند اگر نه فريشتگان بر ما فرو فرستاده شوند يا ما پروردگار خود را ببينيم ايمان نياريم ، بدرستى كه در نفسهاى خود گردنكشى كردند . و فرعون گفت :
أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ،
« 90 » اى ، فريشتگان با وى پيوسته بيايند . و حق تعالى گفت :
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ،
« 91 » اى ، او و لشكرهاى او در زمين به نا حق گردنكشى كردند . پس او هم بر خداى تكبر كرد و هم بر پيغامبر او . وهب گفت كه موسى - صلوات اللّه عليه - فرعون را گفت : ايمان آر و ملك تو را مسلّم است . گفت : در اين معنيها با هامان مشورت كنم . پس مشورت كرد ، هامان گفت : پس از آن چه پروردگار معبود بودى ، بنده‌اى عابد باشى . پس ننگ داشت از عبوديّت خداى و متابعت موسى - عليه السلام . و قريش گفتند :
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ،
« 92 » اى ، چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از مكه و طايف فرو فرستاده نشد ؟ قتاده گفت : بدين ، وليد مغيره و بو مسعود ثقفي « 93 » را خواستند ، « 94 » و كسى طلبيدند كه رياست او بزرگتر از رياست پيغامبر بود ، و گفتند : كودكى يتيم است ، چگونه حق تعالى او را به پيغامبر مخصوص گردانيد ! بارى تعالى فرمود :
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ،
« 95 » اى ، رحمت پروردگار تو [ را ] ايشان قسمت مىكنند ؟ و گفت :
لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا ،
« 96 » اى ، تا گويند اين جماعت را از ميان ما خداى - عز و جل - به نعمت مخصوص
هامش
( 86 ) مؤمنون 23 - 47 . ( 87 ) إبراهيم 14 - 10 . ( 88 ) مؤمنون 23 - 34 . ( 89 ) در عربى و شرح زبيدى : و قال الذين لا يرجون لقائنا لو لا انزل علينا الملائكة او نرى ربّنا لقد استكبروا في أنفسهم و عتوا عتوّا كبيرا ( فرقان 25 - 21 ) . و قالوا لو لا انزل عليه ملك ( انعام 6 - 8 ) . ( 90 ) زخرف 43 - 53 . ( 91 ) قصص 28 - 39 . ( 92 ) زخرف 43 - 31 . ( 93 ) ابو مسعود عروة بن مسعود ثقفي . ( 94 ) « كتاب آفت خشم و كينه و حسد » ص 397 ( 95 ) زخرف 43 - 32 . ( 96 ) انعام 6 - 53 .