تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
جبذاها ثمّ قالا اللّهمّ ضعه ، و ان وضع نفسه قالا اللّهمّ ارفعه ، اى ، هيچ كس نيست مگر كه با وى دو فريشته است و بر وى لگامى است كه بدان او را نگاه مىدارند ، پس اگر او نفس خود را بلندى دهد آن را بكشند و گويند : اى بار خداى او را پست گردان ، و اگر تواضع كند گويند : اى بار خداى او را رفعت ده . و گفت - عليه السلام : طوبى لمن تواضع في غير مسكنة و أنفق مالا جمعه من غير معصية و رحم اهل الذّلّ و المسكنة و خالط اهل الفقه و الحكمة ، اى ، خنك آن كس را كه تواضع كند نه از بيچارگى ، و نفقة كند مالى كه نه از معصيت فراهم آورده باشد ، و بر خواران و بيچارگان ببخشايد ، و با عالمان و حكيمان مخالطت كند . و بو سلمهء مدينى از پدر خود ، از جد خود ، روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - نزديك ما به قبا « 39 » بود و روزه مىداشت ، و در وقت افطار قدحي شير كه آن را به انگبين شيرين كرده بودى پيش او برديم ، چون بچشيد شيرينى انگبين احساس كرد ، گفت : اين چيست ؟ گفتم : يا رسول اللّه ، به انگبين شيرين كرده‌ايم . از دست بنهاد و گفت : اما انّى لا احرّمه و من تواضع للَّه رفعه اللّه و من تكبّر وضعه اللّه [ 426 ] و من اقتصد أغناه اللّه و من بذّر أفقره اللّه و من اكثر ذكر اللّه احبّه اللّه ، اى ، من اين را حرام نكنم ، و ليكن هر كه براى خداى تواضع كند خداى او را رفعت بخشد ، و هر كه تكبر كند خداى او را پست گرداند ، و هر كه ميانه روى برزد « 40 » خداى وى را توانگر گرداند ، و هر كه اسراف كند خداى او را درويش گرداند ، و هر كه ذكر خداى بسيار گويد خداى او را دوست گيرد . و آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - در خانهء خود با نفرى از ياران طعام مىخورد ، خواهنده‌اى زمن « 41 » كه مردمان او را كراهيت داشتندى بر درآمد ، پيغامبر - عليه السلام - او را درون خواند ، و چون درآمد او را بر ران خود بنشاند ، پس گفت : طعام خور . و مردى قريشى از وى مىرميد و او را كراهيت مىداشت ، عاقبت آن مرد وفات نكرد تا همچنان زمن نشد . و گفت - عليه السلام : خيّرنى ربّى بين امرين : عبدا رسولا او ملكا نبيا ، فلم أدر أيّهما اختار ، و كان صفيّى من الملائكة جبريل ، فرفعت رأسى ، فقال تواضع لربّك ، فقلت عبدا رسولا ، اى ، پروردگار من مرا مخيّر كرد در ميان دو كار : بنده‌اى رسول باشم يا پادشاهى پيغامبر ، و من ندانستم كه كدام اختيار
هامش
( 39 ) قبا ، محلى در دو ميلى جنوب مدينه ( زبيدى 8 - 351 ) . ( 40 ) برزيدن ، ورزيدن . ( 41 ) زمن ، مبتلا به بيمارى مزمن .