تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
كبر در نيايد كه نه عقل او به اندازهء آن چه درآمده باشد ، اندك يا بسيار ، كم شود . و سلمان را - رضى اللّه عنه - پرسيدند از بديى كه هيچ نيكى با آن سود ندارد . گفت : آن كبر است . و نعمان بن بشير بر منبر گفت كه شيطان را دامهاست از انواع ، و از انواع دامهاى او انباردگى « 26 » است به نعمت خداى ، و فخر به معاصى خداى ، « 27 » و كبر بندگان خداى ، و متابعت هوى به خلاف رضاى خدا .

بيان نكوهش اختيال « 28 » و ظاهر كردن آثار كبر در رفتار و دامنكشان رفتن

( 1 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : لا ينظر اللّه إلى رجل يجرّ إزاره بطرا ، اى ، خداى - عز و جل - نظر نفرمايد در كسى كه از انباردگى ازار كشان رود . و گفت - عليه السلام : بينما رجل يتبختر في برديه قد أعجبته نفسه خسف اللّه به الارض فهو يتجلجل فيها إلى يوم القيامة ، اى ، در اثناى آن چه مردى مىخراميد دو جامه پوشيده و به نفس خود معجب گشته ، حق تعالى وى را به زمين فرو برد و هنوز فرود مىشود تا به قيامت . و گفت - عليه السلام : من جرّ ثوبه خيلاء لم ينظر اللّه إليه يوم القيامة ، اى ، هر كه از براى خرامش جامه در پاىكشان رود خداى - عز و جل - روز قيامت در وى نظر نفرمايد . و زيد بن أسلم گفت كه بر ابن عمر رفتيم ، پس عبد اللّه بن واقد بر وى گذر كرد و بر وى جامهء ابريشم بود ، و از او شنيدم كه مىگفت : اى پسر ، إزار بالاتر كن ، چه من از پيغامبر - عليه السلام - شنيدم كه مىگفت : لا ينظر اللّه تعالى إلى من جرّ إزاره خيلاء ، اى ، حق تعالى نظر رحمت نفرمايد در كسى كه براى خرامش ازار كشان رود . و آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - روزى آب دهن بر كف خود انداخت و انگشت بر آن نهاد و گفت : يقول اللّه تعالى ابن آدم أ تعجزني و قد خلقتك من مثل هذه حتّى إذا سوّيتك و عدلتك مشيت بين بردين و للأرض منك وئيد جمعت و منعت حتّى إذا بلغت التّراقى « 29 » يتصدّق و يتصدّق و انّى اوان الصّدقة ، « 30 » اى ، حق تعالى گويد : اى پسر آدم ، آيا تو مرا عاجز كنى ، و من تو را از مثل اين آفريدم ،
هامش
( 26 ) انباردگى ، بطر ، سركشى هنگام فراخى نعمت . ( 27 ) در شرح زبيدى : ( و الفخر بإعطاء اللّه ) اى ادعاء العظم و الشرف . ( 28 ) اختيال ، خراميدن ، كبر و غرور . ( 29 ) تراقى ( ج ترقوه ) . ( 30 ) در شرح زبيدى : ( جمعت ) الاموال ( و منعت ) الحقوق ( حتى إذا بلغت ) الروح ( التراقي قلت اتصدّق و انّى اوان الصدقة ) ( 8 - 348 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 709 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى