روايت و تدريس است . و آفت آن كم از آفت ولايت است ، و بيش از آفت نماز .
پس نماز بايد كه نه قوى گذارد « 248 » و نه ضعيف ، و ليكن خاطر ريا دفع كند ، و ولايت بايد كه ضعيفان بگذارند « 249 » اصلا ، و اقويا نگذارند ، و منصب علم ميان آن هر دو است . و هر كه آفتهاى منصب علم تجربه كند داند كه اين به ولايتها مانندهتر است ، و حذر از آن در حق ضعيف نزديكتر و سالمتر . و اللّه اعلم .
و اينجا مرتبهء چهارم است . و آن جمع مال و گرفتن آن است براى تفرقه « 250 » بر مستحقان .
چه در انفاق و اظهار سخا استجلاب « 251 » ثناست ، و در شادى به دل مردمان رسانيدن نفس را لذت است . و آفتهاى آن نيز بسيار است . و براى آن حسن را - رضى اللّه عنه - پرسيدند از مردى كه اندازهء قوت خود طلبد و بيش از آن نطلبد ، و ديگرى كه زيادت از قوت خود طلبد پس آن را صدقه دهد . گفت : اقتصار نماينده فاضلتر . « 252 » زيرا كه مىداند كه در دنيا سلامت كم است ، و ترك آن براى لذت قرب الهى زهد است .
و ابو دردا - رضى اللّه عنه - گفت : من دوست ندارم كه بر بابهاى مسجد دمشق بايستم ، هر روز پنجاه دينار اصابت من باشد ، آن را صدقه كنم ، بدان كه من خريد و فروخت را حرام نمىدارم ، و ليكن خواهم از آن جمله باشم كه
لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ .
« 253 » و علما در اين مختلف شدهاند . قومى گفتند : چون دنيا از حلال طلبد و از آن مسلّم ماند و صدقه دهد فاضلتر از آن كه به عبادتها و نفلها مشغول شود ، زيرا كه آن چيزى متعدى باشد چون نكاح . و قومى گفتند :
نشستن با دوام ذكر خداى فاضلتر ، و داد و ستد « 254 » از خداى مشغول گرداند . و عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت : اى طالب دنيا ، دنيا مىطلبى تا بدان نكويى كنى ؟ گذاشتن تو آن را نيكوتر . و گفت :
كمتر چيزى كه در آن است آن است كه اصلاح آن از ذكر خداى مشغول گرداند ، و ذكر خداى فاضلتر و بزرگتر . و آن در كسى باشد كه از آفتها مسلّم ماند . اما كسى كه در معرض آفت ريا باشد در آن خلافى نيست كه گذاشتن او آن را و مشغول شدن به ذكر خداى فاضلتر .
و در جمله آن چه به خلق تعلق دارد و نفس را در آن لذتى است محل انگيختن آفتها باشد . و دوستتر آن كه عمل كند و آفت دفع گرداند ، و اگر عاجز شود بايد كه بنگرد و اجتهاد كند ، و از دل
هامش
( 248 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 249 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 250 ) تفرقه ، توزيع ، بخش كردن .
( 251 ) استجلاب ، به سوى خود كشيدن .
( 252 ) در عربى : فقال القاعد افضل .
( 253 ) نور 24 - 37 .
( 254 ) در شرح زبيدى : الاخذ و العطاء ( 8 - 321 ) ، گرفتن و بخشيدن .