ايشان نواب دجّال و خلفاى شياطيناند . [ 408 ] و سخن ما در واعظى است كه وعظش نيكو باشد و ظاهرش خوب ، و در باطن دوستى قبول دارد و غير آن را قاصد نباشد . و بدانچه در « كتاب علم » آوردهايم از « وعيدى كه در حق عالمان بد آمده است » روشن مىشود كه ترسيدن از فتنههاى علم و غوايل آن لازم است .
و براى آن عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت : اى عالمان بد ، روزه مىداريد و نماز مىگزاريد و صدقه مىدهيد ، و « 244 » بدانچه فرموده شدهايد به جاى نمىآريد ، و مىخوانيد آن چه بر آن عمل نمىكنيد « 245 » ، پس اين بد حكمى است كه شما مىكنيد ، به گفتار آرزوى توبه مىداريد ، و به هوى كار مىگزاريد ، و پاك كردن تنها با آن چه دلها آلوده باشد شما را سود ندارد ، به حق بر شما مىگويم كه چون تنك بيز مباشيد كه آرد پاك از وى بيرون آيد و سبوس در آن بماند ، همچنين شما حكمت را از دهان خود بيرون مىآريد و غل و غش در سينههاى شما مىماند ، اى بندگان دنيا ، چگونه آخرت دريابد كسى كه شهوت او از دنيا منقضى نشود و رغبت او از آن منقطع نگردد ؟ به حق بر شما مىگويم كه دلهاى شما از اعمال شما مىگريد ، دنيا را زير زبان آوردهايد و عمل را زير قدم ، به حق مىگويم كه آخرت را تباه كردهايد ، چه صلاح دنيا نزديك شما دوستتر از صلاح آخرت است ، پس كدام كس از شما خسيستر باشد ؟ اگر بدانيد ، اى بدبختان ، تا كى براى شبروان راه را صفت كنيد و در محل متحيّران مقيم باشيد ؟ چنانستى كه اهل دنيا را مىخوانيد تا دنيا را براى شما بگذارند ، آهسته ، آهسته باشيد ، اى بدبختان ، خانهء تاريك را چه سود دارد كه چراغ بر بأم آن نهاده شود و درون او وحش و تاريك باشد ؟ همچنين شما را چه سود دارد كه نور علم در دهان شما باشد و دلهاى شما از آن وحش و معطل بود ؟ اى بندگان دنيا ، نه چون بندگان پرهيزكاريد و نه چون آزادان كريم ، زود باشد كه شما را دنيا از بيخ بركند و به روى در اندازد و بر بينى نگونسار گرداند ، پس گناه ناصيهء شما بگيرد ، پس علم شما را از پس براند ، پس شما را برهنه و تنها به ملك ديّان « 246 » رساند ، پس او بر كارهاى بد شما شما را پاداش دهد .
و حارث محاسبى اين حديث را در بعضى كتابهاى خود روايت كرد ، پس گفت : اين عالمان [ بد ] شياطين انساند و فتنهء مردمان ، در عرض « 247 » دنيا و رفعت آن رغبت نمودهاند و بر
هامش
( 244 ) و حال آن كه .
( 245 ) در شرح زبيدى : و تدرسون ما لا تعلمون ( 8 - 319 ) .
( 246 ) ديّان « كتاب نكوهش دوستى مال و بخل » پاورقى 96 .
( 247 ) عرض ، مال .