تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
آخرت آن را برگزيده و دين را براى دنيا خوار كرده ، پس ايشان در دنيا شين و عارند و در آخرت زيانكار . « 248 » سؤال اگر گويى كه اين آفت‌ها ظاهر است ، و ليكن در علم و وعظ ترغيبات بسيار آمده است تا به حدى كه پيغامبر - عليه السلام - گفته است : لان يهدى اللّه بك رجلا خير لك من الدّنيا و ما فيها ، اى ، هر آينه راه نمودن خداى مردى را به سبب تو تو را بهتر از دنيا و آن چه در آن است ، و گفته - عليه السلام : ايما داع دعا إلى هدى و اتّبع عليه كان له اجره و أجر من اتّبعه ، اى ، هر خواننده‌اى كه به راه راست خواند و بر آن متابعت نموده شود ، مزد او و مزد تابعان او وى را حاصل آيد ، و فضايل علم جز اين بسيار است ، پس بايد كه عالم را گفته شود كه به علم مشغول شو و رياى خلق بگذار ، چنان كه كسى را گفته شود كه در نماز وى را خاطر ريا افتد كه عمل مگذار و آن را به إتمام رسان و مجاهده كن . جواب پس بدان كه فضل علم بسيار است ، و خطر آن عظيم ، چون فضل خلافت و امارت . و كسى را از بندگان خداى نگوييم كه علم بگذار ، چه ، نفس علم آفتى نيست ، آفت در اظهار آن است به تصدى وعظ و تدريس و روايت احاديث . و تا در نفس خود باعث دينى يابد اگر ممزوج به باعث ريا باشد [ 409 ] هم نگوييم كه بگذار . اما چون محرك آن بجز ريا نباشد ، ترك اظهار او را سودمندتر و به سلامت نزديك‌تر . و همچنين نمازهاى نفل ، چون باعث آن مجرد ريا باشد ، ترك آن واجب بود . اما چون وساوس ريا در اثناى نماز درآيد و او آن را كاره باشد ، نماز نبايد گذاشت « 249 » ، زيرا كه آفت ريا در عبادتها ضعيف است ، و در ولايتها و تعرض منصبهاى بزرگ در علم آن را عظمتى باشد . و در جمله مراتب سه است . اول ولايتها ، و آفت آن عظيم است . و جماعتى از سلف آن را از بيم آفت گذاشته‌اند « 250 » . دوم نماز و روزه و حج و غزو . اقويا و ضعفاى سلف متعرض آن بوده‌اند ، و از ايشان نيامده است كه از بيم آفت آن را بگذاشته‌اند « 251 » ، چه ، آفت‌هايى كه در آن افتد ضعيف است و به كمتر قوّتى ، با إتمام عمل براى خداى ، آن را نفى توان كرد . مرتبهء سوم و آن ميانهء اين دو مرتبهء مذكور است ، و آن تعرض منصب فتوا و تذكير و
هامش
( 248 ) اين سخن با اندكى اختلاف در « كتاب نكوهش دوستى مال و بخل » ص 552 نيز آمده است . ( 249 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 250 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 251 ) گذاشتن ، ترك كردن .