تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
و اما آن چه گفتى كه « بازداشتن به اندراس علم ادا كند » « 238 » ، آن غلط است . چه بازداشتن پيغامبر از قضا به تعطيل قضا ادا نكرد « 239 » ، بل رياست و دوستى آن خلق را به طلب آن مضطر گرداند . و همچنين دوستى رياست نگذارد كه علمها مندرس شود ، بل اگر مردمان را حبس كنند و به سلاسل و اغلال مقيد گردانند از طلب علمهايى كه در آن قبول و رياست است ، هر آينه از حبس به حيلتى خلاص طلبند و سلاسل و اغلال بشكنند و به طلب علم مشغول شوند . و حق تعالى وعده فرموده است كه « اين دين را استوار گرداند به قومى كه ايشان را نصيب نباشد . » پس دل خود را به كار مردمان مشغول مدار ، چه خداى ايشان را ضايع نگرداند . و براى نفس خود نظر كن . پس آن گاه من با اين « 240 » مىگويم كه اگر در شهر جماعتى باشد كه تذكير گويند مثلا ، پس به سبب بازداشتن در حال خوف جز بعضى امتناع ننمايند ، و معلوم است كه همه باز نباشند از وعظ ، و لذت رياست نگذارند . و اگر در شهر جز يك مذكّر نباشد و پند او مردمان را سودمند بود ، از روى خوبى سخن و حسن سمت « 241 » او در ظاهر ، و تخييل « 242 » او عوام را كه « به وعظ جز رضاى خداى نمىطلبد ، و تارك دنياست ، و معرض از آن » ، پس ما او را از آن باز نداريم و گوييم : بدان مشغول باش و با نفس خود مجاهده كن . و اگر گويد بر نفس خود قادر نمىشوم ، گوييم : مشغول باش و مجاهده كن . زيرا كه دانيم كه اگر او [ آن ] را بگذارد ، همهء مردمان هلاك شوند ، چه جز او مذكّرى نيست . و اگر مواظبت نمايد « 243 » و غرض او جاه باشد ، او تنها هلاك شود . و سلامت دين جمع نزديك ما دوست‌تر از سلامت دين او تنها . پس ما او را فداى قوم گردانيم و گوييم كه شايد كه او آن است كه پيغامبر در حق او گفته است كه « خداى - عز و جل - اين دين را استوار گرداند به قومى كه ايشان را نصيب نباشد . » پس واعظ آن باشد كه در آخرت راغب كند و در دنيا بىرغبت گرداند به « 244 » سخن و به ظاهر سيرت . و اما آن چه واعظان در اين عصرها احداث كرده‌اند از سخنان مزخرف « 245 » و ألفاظ مسجع مقرون به اشعار ، در آن تعظيم كار دين و تخويف مسلمانان نيست ، بل در آن اميدوار گردانيدن است و بر معصيتها دلير كردن به نكته‌هاى طيار « 246 » . خالى كردن شهر از آن واجب است ، چه
هامش
( 238 ) ادا كردن ، منجر شدن . ( 239 ) ادا كردن ، منجر شدن . ( 240 ) با اين ، با وجود اين ، با اين حال . ( 241 ) سمت ، راه و روش نيكو . ( 242 ) تخييل ، به خيال افكندن . ( 243 ) مواظبت ، مداومت . ( 244 ) به ، با ، به وسيلهء . ( 245 ) مزخرف ، آراسته ، آراسته ظاهر . ( 246 ) نكته‌هاى طيّار ، نكته‌هاى نادر و غريب و مهيج ( زبيدى 8 - 318 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 680 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى